BrowseSirāj al-akhbār → page 1421

Page 1421

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1421 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

سال عم شماره ۹ هو الله تعالى شانه سیپاره بود زین پیش از خنجر تو جانم صد حال ساخت امروز دلار ازیان کارت خون شهید سیفت مضمون بنیا زیست از خط زخم خواندم معنی سردارت از دست برد نازت از بسکه در مراسم من تاپ نیازم در معبد نمازت صدیار اگر شهیدم سازی بخنجر ناز از تو حیات پایم از لطف جان نوازت باصد نیاز مندی ( مرزی ) زعجز کوید يارب پناه خواهم از ناز بنیارت بیشتر ازین قلم غم رقم الم توام را جرأت دم زدن نیست ، تنها وقوع این حادثه جانگداز و شمه از احوال آن روحانیان مظهر ناز بینیاز را درج نمودن مکتوبی که برای اخبار این کیفیت پر مصیبت بما رسید است عيناً اكتفا ميورزيم . مكتوب از واقعه جان کد از الم افراز وفات حسرت آیات نمره شجره حقیقت نو باوه دودمان طریقت حضرت شهزاده جان میان حاجی غلام قادر صاحب پسر بزرگ و جانشین حضرت محمدة المالكين زبدة العارفين جناب ولایت مآب عالی مراتب حضرت صاحب چهار باغ صفای جلال آباد اقاس الله تعالى على العلمين من فتوحاته خبر داده میشود که آن سالك راه طریقت و بیرو راه روان شریعت بی سی و هشت ساله کی بمرض محرقه گرفتار گردید. جهان فانی را در بیست و سوم ماه ذی قعده الحرام سنه ۱۳۳۳ بدرود کرده روح مطهرش بعالم بالا اشتقال نمود اللهم اغفر له وارحمه وانزل علينا من بركاته أمين - حالات وكرامات که در سن کودکی و جوانی از حضت مغفور مبرور جنت مکان مشاهده شده نهایت بسیار است انشاء الله تعالی در کتاب علیحده درج میشود اکنون بطور اختصار خدمت گرامی مرقوم میشود که حضرت مغفور ممدوح در عالم ظاهری عالم کامل بودند و در تفاسیر و احاديث وعلم اصول وفقه شریف با خبری نام داشتند و صاحب الدهر وقايم الليل عالم على شريعت و سالک راه طریقت و تجند مراتبه قابض حرمین شریفین شده بودند و از طرف پدر بزرگوار خود مادون ارشاد نیز بوده صدها مرید و بهزاران هزار مخلص و خادم در افغانستان و عربستان و هندوستان دارند از وفات النجينين مرشد زاده فاضل كامل همه عالم اسلامی خصوصاً ما مخلصان و خادمان خیلی محزون و غمگین شده در مردیار هر یک از مخلصان صداقت شمار آنچه لازمه تعزیه و احترام شان بود محضاً الله تعالى بها آورده والله تبارك و تعالى وجود باجود حضرت صاحب بزرگ را در پناه خود داشته و اعلیحضرت شهریار دیندار دیانت شمار هدایت آئين سراج الملة و الدین را که عقیده و اخلاص زیاد در حق حضرت صاحب مجددی فاروقی دارند باقیان و نصرت جاودانی فایز داشته دوست نواز و دشمن که از داراد و دولت و ملت افغانستان را از برکت وجود ذیجود اولیای زمان در حفظ و حراست خویش نگاه دارادو السلام خير الكلام و مرتيه نامه منظومه علیحده که بعضی از مخاسين شان گفته اند و میگونند علیحده تخدمت ذی مکرمت ارسال کردیده که ملاحظه فرموده داخل خواهند نمود والسلام عليكم تحرير يوم شنبه ۱۳ شهر ذي حجمه الحرام سنه ۱۳۳۳ دستخط میرزا محمود امین نظام برگد مرتی پسر حضرت صاحب چهار باغ ملقب بشهزاده جان راسم او حضرت غلام قادر اللهم اغفره. هزاران آن و حدر متن دین مبین که تا که در جهان گردید اظهار قلوب عالمی در پی ولایات به تیغ غصه و غم گشت افکار وزين ماتم مجندین خنداب باشد شیون بسیار بسیار خصوصا شد مریدان را بهر جا محاب دیده ها زین غصه خو نیاد کدام است اینتر جانگاه کروی محبان را فشاده در چکر بار وفات حضرت شهزاده جانست که بادا روح او را در چنان بار الب شهزاده جان بودش و لیکن غلام قادر است اسمش پدیده از جوانی بود زیبا کر چینش همی تایید مثل شمع انوار خجسته طلعت و میمون القانون فرشته طینت و فرخنده آثار به سی و هشت عمرش بود و اصل زروی من بگویم نی زیندار به بستار مجدد الف ثاني وجود ش بود محل پر برو بار بعمركم كما لات فراوان زانواع علوم و کشف و اسرار عنایت کرده بودش حق و الطاف خمیرش بود گویا مجرد در مقامات طریقت می نموده تحقیقات شرع و دین خبردار دئیس سالکان وعارفين بود سرو کرده زهاد ادوار وعظ و بند و تشریح مسایل زبانی داشت چون این کهربار خر دور اور فهم و خوش سیر بود فصیح نکته سنج و نفر کشتار نبودش از صلوة و سوم شغلی به غیر از زهد و تقوی داشتی کار گرفته دست بیعت از پدر بود شده هم از پدر مادون و مختار پدر اندر حضور خویش او را خلیفه کرده بود از وقت بسیار مریدان را از چندین سال تلفن همیکرد آن چراغ زم اخبار از در آئین و طریق حق پرستی فراوان جهد بود او را بدروار جناب والدش خو د شمسی آیا بود مشهور درا کتاف اقطار مقلب اوست در گیتی محضرت سيا معصوم نام خاصش انکار مقام و موطن او جد باغ است بذات اوست آن مسکن چو کازار درین هنگام ناقر جام هیهات فتاد آن محل تازه از پروبار ز تقدیرات ربی چند روزی برنج محرفه کردید چهار ما ندای ارجعی آمد بکوشش روان شد جانب سر منزل یار چراغ عمراد کردید خاموش شد از چشم پدر آن نور ابصار ازین محنت کده عزم سفر کرد. سوی فرحت سرای کوی دلدار کمر چو در دل حب افزونه داشت با دوست بجان شد وصل جانان را خريدار لهذا ز هجرانش چنان آشوب برخاست کا کوئی حشر شد آنجاید یدار پدر را از فراقش سینه شد جل خلیده مادرش را در جگر خار عزیزان و اقارب از وفاتش نشستند از بی اندوه در تار ز احوال مریدان خود چه گویم که این هم شد و ایشان کار دشوار که. و کابل نا عرب ناهند شد روز بخشم هر مرید او شب تار کانی را که بود اخلاص و این شدند اندر وفاتش تعزیت داد اخوار آلاای دوستداران و محبان اگر چه هست این غم سخت دشوار دیگر ولی چون حکم ربا نیست باید طریق سبورا کریم لاجار هيكو دعای مغفرت در باره او کنیم از جان و دل کرار کرار صاحبه الهی آن بهشت او را کرامت پدیدار خودش کردان سزاوار و راح زغفران خامتی او را بر آن که توستاری و بافی و غفار

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1421. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1421 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1421
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record