Machine transcription
صحيفه (۱)
سال پنجم
شماره (٦)
قيمت ساليانه
در دارالسلطنهٔ کابله دوازده روپیه کابلی
در اطراف داخلهٔ مملکت
در خارج از مملکت
باقيمت داك ١٨ روپیه انگلیزی
هر پانزده روز یکبار نشر میشود
سنهٔ سه روپیه او در کال یکپیسی است
(اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود)
سراج الاخبار
۱۳۲۹
مدير و محرر مسئول
محمود طرزی
اداره سراج الاخبار و مطبعه
در ماشينخانهٔ دار السلطنة (كابل)
همه امورات تحريريه بادارهٔ خانه
بنام مدير فرستاده ميشود
تاريخ قمرى يكم محرم ١٣٣٤
تاريخ انگریزی ۹ نومبر سنهٔ عیسوی ١٩١٥
تاريخ شمسی ۱۹ عقرب ۱۲۹٤
بسم الله الرحمن الرحيم
مناسبت تجديد سنهٔ هجرى
از ١٣٣٣ به ١٣٣٤
آب ها را، دقيقه ها، دقيقه ها را ساعتها، ساعتها را روزها، روزها را هفته ها، هفته ها را ماهها، ماهها را سالها، سالهارا عصرها تعقيب پيروى ميكنند! بشريت، در زورق چابك رفتار وجود و عدم در عالم حيات و ممات پويانست! وجود — يعنى پيدا شدن، عدم — يعنى فنا گرديدن از لوازمات طبيعى عالم پر كيف و خم ميباشد. همين جذر و مد است كه محيط حيات بشر را بحركت زنده گى وضعيتى نشان ميدهد! جذر و مد بحرهاى محيط، آثار حيات آنرا بنظر تجسم ميدهد. چنانچه ارهٔ دودم حيات بشر نفس كشيدن، و نفس فرو بردن است. همچنان جذر و مد بحرها نيز تنفس زندگانى آنست. هزار افسوس كه بحرها تنفس ميكنند و ميمانند، كوهها سرفرازى ميكنند و پايدارى دارد. آه الامان بیچاره! كه هر نفست بسوى عدم نزديكت ميكند. و هر نفس از قصر عمرت خشتى بر ميكند!
باز ميفرمايد:
نفس هر دم ز قصر عمر خشتى ميكند، بيدل.
بى تعمير اين ويرانه معمار اينچنين بايد.
امام فخر الدين رازى رحمة الله البارى ميفرمايد:
وكم قد رأينا من رجال ودولة فسادوا وجميعاً مسرعين وزالوا
وكم من جبال قد علت شرفاتها رجال فزالوا والجبال جبال
حضرت شيخ سعدى شيراز عليه رحمة الغفار ميفرمايد:
ايدل بكام خويش جهانرا تو ديده گير
در وى هزار سال چو نوح آرميده گير
بستان و باغ ساخته و اندر ان بسى
با دوستان مشفق و ياران مهربان
ايوان و قصر مر فلك بر كشيده گير
پشته و شراب مروق كشيده گير
هر جا كثير كيست پريچهره و ظريف
آن جمله را بسيم و زر خود خريده گير
آواز رود و ربط و سارنك و طبله را
هر صبح و شام ميشنوى، هم شنيده گير
چندين هزار اطلس و زربفت قيمتى
پوشيده در ششم و آنكه دريده گير
هر نعمتى كه هست بعالم تو خورده دان
هر لذتى كه هست سراسر چشيده گير
آخر ببين كه زين قفس تشكهاى دهر
روزى نفس شكسته و مرغش پريده گير
باز ميفرمايد:
اينهمه هيچست چون مى گذرد تخت و بخت و امر و نهى و گير و دار
نام نيكو گر بماند زادمی به كز و ماند سراى زرنگار
قارون بيا درفت كه صد خانه گنج داشت نوشيروان نمرد كه نام نكو گذاشت آرى، آرى! نام نيكو، آب بقاست كه بدست آورندهٔ آن بازندگى خضر همر است! نوشيروان، ايوان كسرا را بر پا نمود، در عين زمان عدل و داد را هم احيا كرده، ملكهايى كه در زمان اسلافش بدست دشمنان در آمده بود پس بدست آورد. از ايران عظمت نشانش در اينوقت بجز يك تپهٔ خاكى ديگر هيچ چيزى عيان نيست. اما نام نيكويش تا بحال زبان زد عالميان، و ضرب المثل عدل و احسان شده مانده است. از غرهٔ اين ماه محرم الحرام سنهٔ چارده صدى اسلامى سى و سيوم قدمهٔ نردبان عروج خود را تكميل نموده بر قدمهٔ سى و چارم قدم عزت و شرافت خود را رونق افروز ارتقا گردانيد. يعنى سنهٔ ١٣٣٣ هجرى نبوى على صاحبها الف تحية منى به سنهٔ ١٣٣٤ شرف تجدد ورزيد. از مرحمتهاى بى پايان ذات اقدس ارحم الرحمين جل وعلا، و روحانيت با بركت ذات قدسيت صفات رحمةً للعالمين عليه افضل الصلوة والتحايا بضرع و نياز ما همين است كه اين سال فرخنده فال جديد را بر عموم امت ناجيهٔ محمديه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
