Machine transcription
صفحه ۸ سال چهارم شماره ٢٤
او را ادا کردن نمی تواند سبب تمدنی خود را ایشان همین جریده سراج الاخبار میدانند که بخواندن سراج تمدنی ایشان مترقی است روز بروز در کار دین اسلام و خیالات فایده رسانیدن برای قوم خود مستغرق اند سبحان الله وبحمده که درین تمام زمین استریلیا که جوش و خروش افغانان در کار دین اسلام مترقی شده و خیالات ایشان در فایده و رسانیدن برای قوم خود محو شده بلاشك سبب او همین سراج الاخبارست افسوس میکنم که سرداران و محبان بلوچستان از ریاست قلات و سبیله خصوصاً محبان اهالیه کیج مکران و سرداران قوم کمکی و سرداران قوم نوشیروانی و سرداران درك واهالیه جالق و پمپور و گهه و قصر قند که همراه این بنده محبت ذاتی بوسیله محبت پدری و جدی میدارند چرا اوقات زندگانی خود را بخواب غفلت ضایع میگردانند - لازم که خود را در زمره مشترکان جریده سراج الاخبار افغانیه شامل گردانند خواه رئیس باشد یا غریب که از علم تمدنی و خیر خواهی قوم آگاه شده سرگرم بشوند که کار دین اسلام همین است لازم که خود در امر فردی ازین خواب غفلت بیدار و آگاه گرداند .
از مسجد اسلام افغانیه سراحبه ولیم استریت شهریار ته وستن استریلیا بنده سید جلال شاه عفی عنه - مورخه ۵ ماه شعبان سنه ۱۳۳۳
( حکایتهای محاربه )
يك مقايسه مختصر در بین محاربه ( ۱۸۷۰ ) و ( ١٩١٤ ) درین محاربه خونریز الم انگیزی که يك مصیبت عظیمی و يك صدمه جمیعی بر عالم بشریت و مدنیات آورده، برای رهایی دادن گریبان خود را از مسئولیت عظیمه این جنایت عظما هر يك از دولهای محارب سعی میکنند که خود را معصوم و طرف مقابل خود را مسئول برقی دهند . و در خصوص مانند کتابهای ، زنان دگر بار دگر، های حقه بازها یعنی مداریها اوراق رنگارنگ سرخ و زرد و آبی و سبز و سفید و نارنجی وغیره را در نظر مردمان جلوه میدهند . هر قدر زوری که دارند صرف میکنند که همه قباحتها و مسئولیتها را بگردن المان ها بندازند . حتی جریده (نان) که معتبر ترین جریده های فرانس است، هر انقدر که میتواند از بدیهای اخلاق و اوصاف المانها بحثها میراند که از انجمله در یکی از نسخه های خود از محاربه سابقه سنه ۱۸۷۰ فرانس والمان بحث بمیان آورده میگوید : - ، که المانها طبعاً پروجنك طلب مردم میباشند . چنانچه ، بیسمارک، مشهورشان برای باز کردن دروازه جنگ را با فرانس در سنه ۱۸۷۰ تلگرافنامه پادشاه ناپلیون سوم را تحریف کرده بود ، حال آنکه این سخن جریده (نان) در نظر ارباب بصیرت بجز يك خرافات ساخته کی دگر هیچ قدر و اهمیتی را جایز نیست زیرا چون بتاريخ نظر کرده شود تحقیق می پیوندد که محاربه ۱۸۷۰ را تمامها خود فرانسویها ایجاد کرده بودند و آخر الامر در همان جایی که کنده بودند خود شان افتادند . حقیقت این است که در تاریخ مذکور پرنس ( التوبولد ) نام يك شهزاده خاندان ( هوهنزولرن ) المانی که برادر همین پادشاه (رومانیا) بود که چندی پیش ازین وفات یافت برای پادشاهی تخت اسپانیا انتخاب شده بود . دولت فرانس این انتخاب را نه پسندیده، و انداختن دانه جنگ را يك بهانه پیدا کرده بنای قیل وقال وجنك وجدال را گذاشت . پرنس ( لتو بوند ) مذکور برای آنکه بسبب شخص او بآن جنگی بوقوع نیاید از حکومت اسپانیا دست بردار گردید ، باوجود اینهم چون فرانس جنك طلب بود ، دایماً بواسطه سفیر خود که در برلین داشت پادشاه المان را که جد قیصر امروزی المانست موی دماء شده آزار میداد، و ازو طلب میکرد که بدرستی قول بدهد که بعد از بهم در هیچوقت از خاندان ( هو هنزولرن ) کسی بنامزدی تحت اسپانیا انتخاب نشود . ایمبراطور المان در انوقت در شهر (امس) بود، و سفیر فرانس هر روزه بدروازه اش رفته به اصرار تمام همین خواهش دولت فرانس را از و طلب میکرد . تا آنکه ایمبراطور ازین تعجیزات سفیر به تنگ آمده بواسطه یکی از یاوران معیت خود به او گفت : - ، که پرنس لئوپوند از تخت اسپانیا دست بردار شد ، و اخیر رسماً بمن واصل گردید . دیگر گفتی باسفیر ندارم والسلام ... ایمبراطور این کیفیت را به تلگراف به برلنس بسیار کی نیز خبر داد . هنگامیکه این تلگراف ایمپراطور به برلنس بیسمارک میرسید ، پرنس مشارالیه با مارشال ( مولتیکه ) که رئیس ارکان حرب بود ، و ناظر حربه ( دورون ) یکجا بر سر سفره طعام نشسته بودند . پرنس بیسمارک بعد از اینکه يك دوبار تلگراف را تنها خودش خواند به دو رفیق خود داده گفت : - ازین روش فرانس معلوم میشود که مطلق با ما جنك كردن میخواهد . حالا آنکه ما با يك مسلك نرم و مدارات میخواهیم حرب را منع کنیم . و اگر زیاده برین همین وضعیت را محافظه کنیم برای حال و استقبال حکومتهای المان که يك امید اعتلا و اتحاد را بدر میپرورانند يك آفت عظیمی شمرده میشود . . اینرا گفته از ناظر و رئیس مذکور پرسید : - ، که وضعیت عسکری تان چگونه است ؟ .. مارشال مولتکه که اکثر اوقات ساکت و صامت بك حالی داشت، ازین سوال پرنس يك حال خوشی و شطاری پیدا کرده و خود را در مواجهه يك حرب ناگریزی که فرانس بران تثبت نموده یافته گفت : - « هیچ وقت ضایع کردن لازم نیست ، با جنگجو عجز جنگجویی ذکر جایزه نیست » . . بعد از ان در حالیکه چشمهای خود را بسقف دوخته بود ، دست های خود را به قبورغه های خود زده گفت : « همین که یکبار اردوهای خود را بر فرانسه برانم ، بعد از ان بگذار که همین سقف بر من بیفتد » . . پرنس بیسمارک چون بخوبی دانست که فرانس بهمه حال و سیر بیکار است ، لهذا برای آنکه جنگ را زیاده تر ناگزیر بسازد ، هماندم تلگراف نامه مذکوره را تحریف نی، بلکه یکقدری تبدیل نموده مطبوعات - یعنی به اخبارها - داده در عالم منتشر نمود . به این سبب در فرانسه قیامتها برپا شده آتش حرب در گرفت . در ین وقت فرانسه فریادها و فغانها میکنند که گویا این حرب حاضر را المانیا سببیت داده، حالا آنکه همه عالم به این يك میدانند که سبب یگانه این حرب نجز جنایت صربیه قاتل، و حمایت کردن روسیه بآن قاتل ، و درین حمایه فرانسه و بریتانیا نیز خود را شريك ساختن با قاتل دیگر هیچ چیزی نبود . و چنانچه در سنه ۱۸۷۰ قباحت بر فرانسه بود درین سنه ١٩١٤ نیز قباحت برفرانسه است . علی الخصوص که قباحت این بار فرانس چون بصورت تابعی و دنباله روی اسلاوی بظهور پیوسته است . از انرو از چنان قباحتهایی نیست که عفو شدنی باشد .
حکایت دیگر
دیدنیهائیکه يك سیاح در المان دیده و به جریده ( کان ) نوشته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
