BrowseSirāj al-akhbār → page 1252

Page 1252

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1252 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

شماره ۲۲ سال چهارم این ماشین می خواهم خبر بسازم و بعد ازان اصول مذکور را بیان کرده بدین طریق : وان ماشین خشک کردن تان است پدریمه فشار اما تنها بظاهر فشار و اور انمی بینید همین قدر می بینید که ماشین دور میخورد، ولی قاعده است که چون ماشین دور میخورد و در ما بین آن آان مذکور که افتاده است از مرکز ماشین قرار قاعده طبیعی دوری میورزد و چون از اطراف در عقب بنداست لهذا در یک فشار قوی می دراید ( مرکز ) قوت طبیعی و دور خوردن ماشین آرا به دیوارهای اطراف چنان می چسپاند که هیچ دستهای قوی چنین فشار داده نمی تواند و ازین فشار چیزی رطوبت که دارد از راه توله بیرون می براید چنانچه و سر اور تحسین تکه ها بودند. پس از ان یک تان را که بسیار تر بود آورده و در ماشین انداخته مامیل مرکزی ملحق ماندند ، چون ماشین بدور خودن آغاز کرد. نان مذکور از میل مرکزی دور دور شده رفته دیوارهای اطراف ماشین جسید و از توله بیرونی ماشین آب ریختن آغاز نمود ، و تشریح اعلیحضرت همایونی مخاطب ها و دیگر ارا بسبب فهمیدن خوب حظ بخشید . ازان بعد معاینه چهار عدد ماشین ها که تانها را مالش می دهند فرموده و از آنجا بيك خانه دیگر که ماشین برش در ان بود رفتند. این ماشین برای بلند کردن بشم کمیل کار می دهد و بعد از آن خانه رنگریزی که در حوضه ای چوبی بذریعه بخار هن قسم ثانها رنك داده میشوند تشریف فرما شده و دران خانه پنج عدد حوضهای چوبی موجود بودند که همکی را ملاحظه در مودند. ازین خانه هم بخانه دیگر تشریف بردند که اینجا تانها پس از رنگ شدن و شسته شدن در اینجا برای قیچی کردن موهای آن آورده می شوند. آنرا هم اعلیحضرت بمردم نشانداد، جناب اعتماد الدوله صاحب گفتند : . آن پشم جرك پس از چقدر پیچ و تاب و تغییرات ویندرجه رسيد .. اعليحضرت في الصور نجواب فرمودند :- و ماهها باید که تابک پنبه دا نه زاب و کل .. شاهد بر احله کرد یا شهیدی را کفن در اثنانیکه پیش این ماشین ایستاده بودند سخن از بشم افغانستان آمده پس از توصیف آن اعلیحضرت همایونی فرمودند که در هندوستان در یک کارخانه پشمینه باقی رفته بودم آنجا یک کمی بشم نشان دادند و گفتند بهترین پشم ها پشم افغانستان است چون دیدم گفتم انشاء الله بعد ازین این پشم نصیب تان نخواهد شد گفتند آیا تجارت آنرا منع می کنید. گفتم نی چون اراده دارم در افغانستان انشاء الله کار خانهای پشمینه باقی بنیاد می نهم ازینرو چون پشم ها در ملک خود ما بکار شوند بیرون جرا بیارند و دریت وقت حضرت علی افخمی معين الساطنه صاحب بعرض رسانیدند که :- و الحمد لله والله که این اراده سنه اعلیحضرت بخوبی انجام یافته امروز ما مردم از نتایج امید برخورداری داریم و امید داریم که همه آرزوها و اراده های سنیه اعلیحضرت همچنین در ملت ما روز بروز به انجام رسیده دولت و ملت ما از ان فایده برداشته بروند آمین . بعد از ان عنان سخن و رنگ آمده جرنیل کارخانجات گفت : که انشاء الله عنقریب رنگها را هم ساخته محضور همایونی تقدیم می کنیم سبب ساختن رنك جنك موجوده است که رنگ از جرمنی پیدا میشد و حالا بواسطه جنك اینجا رسيده نميتواند لهذا در همین جا می خواهیم بسازیم. بعد از ان ملاحظه ماشین او تو کردن تانها که بذریعه بخار کرم می شود تشریف بردند و به اراکین نشان دادند به يك مجه دقیقه مانده بود که از انجا به تحويلخانه تانها تشريف بردند و بر چوکی نشسته میزها را خواسته و هر رنك تانرا خواسته تماشا میکردند. و آخر کتابچه های باین آنها را گرفته میدیدند که لایق ان از ان اعلیحضرت همایونی امر فرمودند که یک خانه دیگر بطور مشهر و معرض ساخته شود که در ان از هر قسم ثان يك يك در ان نهاده شود. تا برای ملاحظه و معاینه باشد . درین اثنا جناب جزئيل محمد اور خان جريل کارخانجات يكعريضه بحضور معدلت ظهور هما پولی تقدیم نمودند که نقل آنرا عیناً درج می کنیم : ( عريضه ) فدای حضور فیض ظهور اعلیحضرت سراج المسلة والدين بإنشاء ترقی خواه معارف پرور صنعت کستر پدر تاجدار ملت شمس تابان دولت خود کردیم. از انجا که خاطر مرحمت مظاهر اعلیحضرت پادشاهی را همواره متوج ترقی صنایع ملاحظه نموده و از حسن بیات خبر مرصد همایونی انواع انواع صنایع مختلفه در مملکت پر فیض و برکت خود در این زمان فیوضات اقتران جاری و ساری می بینم که همه کی آن برای رفاهیت ملت نجیبه افغانیه خودمان و فواید مایان اهل صنعت پیشه كان است هیچ زبان عرض شكريه بما كفان پايه سرير سلطنت ادا کرده می توانیم خصوصاً در یتروز فرخند کی فیروز که شمس طالع موكب سعادت كوكب قسم رسمی انوار تجلیات را در کارخانه جات دولتی لامع وساطع ساخته با خدمتکاران معیت ذات بابرکات شاهانه و خدمتگذاران صداقت کیش دولت این مدت بملاحظه کارخانه پشمینه باقی تشریف حضور ارزانی داشته اند. ماخد متکاران و غلامان که با وجود اطاعت اولی الامري حضور اعلیحضرت که شرعاً وديناً بالای مایان فرض و واجب الاداست خود را نمک خوار و خدمت کار دولت می دانیم و صد بار نه بلکه هزار بار در مقابل احسانات حضور مولای مسلمین سر و مال و جان خود را تمليك عبوديت حضور باهر النور نموده ایم نمیدانم که در مقابل این جان بخشی حضور مراحم نشود که بذات قدسیت صفات همایونی به ملاحظه کار کارخانه جات که وظیفه خدمت گذاری غلامان است تشریف می آورند چه تحده تقدیم حضور باهر النور نمائیم مگر اینکه این جان عاریت را فدا سازیم با آنکه دست دعا بدرگاه کبریا بلند نمائیم و سرهای فکننده و خجالت زده بضاعت مرجات خود را که تحفه دعا است محضور مبارك عرض و تقدیم نموده عرض بداریم که الله تبارك وتعالى وجود کند. ان زده نکه های ی خانه که شده میداد. ي فيه ه میشد يل محله . مردم ها را دو آنرا ی توانند قوت واز انا ماشین سته کان نه کار واز اهمه طرنجی قدمی نشان که ذات حضرت مانهارا هاست به بود خطاب اصول

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1252. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1252 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1252
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record