BrowseSirāj al-akhbār → page 1236

Page 1236

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1236 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

شماره ۲۱ سال چهارم عرض داشتیم از زندگی شدم بیزار پس از فراق کجا زندگی کجا مردن محنت زد که بعد از من گذاشت اگر فی منفی میکنند جدا مردن علاج درد تو میکرد آن مستقی ره کار اگر داشتی رو امرون بتاریخ سوم پنجشنبه ۱۲ شهر حال در چشمه شفاه عمل یازده نجه روز بود. گیا اعطا خواهيم نمود . ومن الله التوفيق خواد داخليه (از محکمه کوتوالی ترکستان مینویسند ) و اجتماع بک جماعه غفیر و کثیری بود حاجی احمد علی نام مشهور محاجی زنبور ولد فضایل آگاه ملا رمضانخان مرحوم نیز دران مجمع حاضر بود به شب شنبه ۲۳ ماه مذکور از تیره سیاه و شمال سخت و گرد و باد از جانب قبله پیداشده رعد و برق در خریدن ورق زدن شده از شدت شمال نامبرده باختیار خود بدون تکلیف از خانه که بالای چشمه میباشد برخاسته شاخه های درخت ها شکسته در شب مذکور اشخاص های زیرت چی ها در پایان چشمه آب در یاب آمده که آب بازی کنند محمد اسحق نام متولی چشمه مذکور و بروکری او را مانع شده که این در یب نهایت سان دارد آب از طرف مزار شریف براه می آمدند. از شدت شمال و سیاهی شب پریشان شده بعد قدری باران بارید شمال از شدت خود مانده هوا بعد از اصف بازی مکنید نامبرده اظهار کرده که من بدریاب انك و جلال آباد غسل کرده ام این چه دریاب است که من غسل میکنم این را گفته لک زده بدریاب اندرون شده مجرد رفتن در آب نامبرده را آب فرو برده در ان انشاء که پسر هفت ساله روزی محمد خان صدباشی تاشقرغانی از نزد اشخاصی که با او همراه او را آب مجایده غلقه و آواز بلند شد که حاجی زنبور بدریاب آب بازی بودند مفقود گردیده و در شب مذکور پیدا نشده فردا درک اور ادر حدود میکنند جماعتی که در بین خانه بالاتر چشمه نشسته بودند همه یکباره برای مذکور کرده مرده محدود کو د را بوم یکشنبه ۲۰ از بین آب کن زراعت تماشای آب بازی ماجی مذکور برخواسته هنوز در اب پرنده خانه مذکور پیدا نموده اند که بچه مزبور در این ار یقه آب کی بند شده فوت کردید. فقط رسیده بودند که آب ماجی مذکور را میبرد مگر ساجی مذکور بعنوان آب بازی به مغروری زید میرفت او را کمان کامل نبود که یعنی آش میبرد بمدت چند دقیقه مسافت هزار قدم از تحت انظار مردم غایب شده معلوم نکردید اشخاصی که در پایان و لب در باب بودند عقب او رفته هر قدر سعی کردند. توانستند قرار بیان محمد اسحق متولی چشمه مذکوره که هر قدر حاجی مذکور گفتم که دست خود ر ایده دست. خود انداده آب او را میبرد خلص ماجی مذکور با رباب غایب گردیده نقش آن را فردای آن که بوم جمعه ۱۳ باشد نماز عصر از دریاب موضع نچه مردم که آنجا که از توابعات نهر جمتال است بر آورده بقربه سید میر قاسم آقا تعلقه شهر مذكور متصل مقبره سید میر قاسم آقا مدفون ساخته اند فقط مكتوب ( از مینه ) جناب فضایل مآب سری و مدیر روش ضمیر جریده محترمه مبارکه سراج الاخبار افغانیه را الله تبارك وتعالى هنوز قوت قلب و عمر زياد عطا فرماید که ملت تجيبه افغانیه خود را پومیه از ترقیات جهان باخبر بازید ، سراج الاخبار افغانيه فيض بخش تمام اسلام علی الخصوص از خود مات افغانستان شده که از احوال تمام روی زمین و از ترقیات علم وادبیات مارا با خبر ساخته و میسازد این چند فقره را برای مات و برادران عزیز وطن خود عرض میدارم اگر منظور شود. درج نمائید - از وقتیکه شهریار همایونی پادشاه با دیانت مهربان ملت افغانستان اعلی حضرت سراج الملة والدين که تحت سامنة اسلاميه جلوس فرموده اند مملکت افغانستان جان ترقیات نمایان نموده که به تمام روی زمین بتال آفتاب نمایان میباشد - چون که به مملکت ماها سابق يك پيچ تفنك كه تلف میشد ساخته نمیتوانست حال الحمد لله کار خانه های توپهای آتش رش و دنباله رو تفنگ های جاغور دار کرج وزين و بوت وغيره لوازمات که دار السلطنه کابل تیار می شود از هیچ دولت کم نیست بلکه توپهای مایان از دولت های که من دیدم بهتر است اگر دلیل آن را بگویم مریضه هذای من کشال می شود در نوقت سایه بادشاه مانه هي علاقه و قلعه آهنگران مایان تفنگ های اولی و جاغور دار تیار میکنند و شکست ساعت و بايسكل و موثر را بخوبی میسازد انشاء الله تعالى بعد از مدن اندك ان اسبابها را کامل خود ما صاحب خواهیم شد که از خارج ريه بمران الكلام الى خد الريان ماكلمه با مایع ام ادامه میتونم تو نگاه مهرانه مبار شنیا د شاه مهربان ت. ثانياً دوهی انگذاریم ادر وطن ما ان در شرق باید برادر از دست ما لمان دور دین خود دینیه را و جان احق محبت ت بدوان ت خداداد ومات سم و وجود لت از ملت این جسم گفتیم : ماند و مات ته که این یعنی جان که جان آن دولت عربية جناب مستفی در حق متوفی را درش جان عمر بلا گردت آشنا مردن بچشم دیده کی از چشمه شما مردن چه های چشمه شوم شفا که روز اجل برای حضر شود چشمه ها مردن گیت وقوف که مرد است آشنائی بحر کرا خبر که کیم باشد و کجا مردن باب رفتی و حاکم بر تكره ذلك جرا تو مردی و بود است حق ما مردن برادری چو نور عنار شیدو را دو غیور که داشت اینکه نمود از منت جدا مردن غم تو کاش که پیش از اجل مرا بکشد. سلامی نگذارد بگوی نامردن زمن دکر پس ازین زند گی چه میخواهد چر از کشت غم مرگ این جوان مركم چرا که هست چنین زندگی مرا مردن

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1236. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1236 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1236
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record