BrowseSirāj al-akhbār → page 1212

Page 1212

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1212 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

سال چهارم شماره ۲۰ ترجیع بند در نعت (۱) شب وقت سحر زعالم خاك رفتم چونکه بسیر افلاك از ماه گرفته تا بکیوان دیدم همه را بچشم ادراك صد خیل ملك ستاده برپا از نور و صفا بسان جان پاك جنت همه پر زلاله و گل دوزخ همه پر زنار و خاشاك از طوبی و سلسبیل و کوثر از زهره و مشتری و افلاك مرصوت و صدا که گوش کردم هر نقش که دید دیده باك هر يك بزبان راز میگفت اوصاف رسول شاه لولاك اینها بجه فهم وصف گویند بشنو که بگویمت در ادراك حق گفت چنین باحمد پاك لولاك لما خلقت الافلاك (۲) نورش سبب ظهور عالم قدش الف روان آدم مهر نبوتش نگین زه شد ختم پیمبری بخاتم اوصاف وی از زبان عیسی صد بار شنید گوش مریم شد جام جهان نمای نامش در خط رموز ساغر جم بر زخم دلم طبیب لطفش هر لحظه نهد زرحم مرهم آبی ز کرم فشان برویم زیرا که شدم کباب از غم خم چون نکنم به پیش او سر پیشش چو سپهر کرده قد خم در پای دو کون و بحر گردون در پیش کفش بود نمی کم جائی که کند خدای مدحش او صاف ولیست بهر من ذم من کیستم و کیم که باشم کز شاء علوی او زنم دم حق گفت چنین باحمد پاك لولاك لما خلقت الافلاك (۳) والشمس بود صفات رویش واللیل نمای تار مویش در حسن وصفات و تازه روئی جنت نبود چو خاك کویش چون مرده زنو حیات یابم هر صبحدم از هوای کویش از پس گل روی او لطیف است دزدیده نظر کنم بسویش لب تر نکند بآب کوثر هر تشنه که نوشد آب جویش از دام دو کون گشتم آزاد تا گشته دلم اسیر مویش در صورت اوست شخص عکسم آئینه شدم زبس برویش دل از تو چو طرزی مدح خواهد این نکته سر نهفته گویش با ناز و ادا بسوت دلکش از قول خدا بگو برویش حق گفت چنین باحمد پاك لولاك لما خلقت الافلاك (۴) و محمد مصطفى، عليه صلوة والسلام والتحايا بشام شريف انشاد فرموده بودند تيمناً و تبركاً درج صحايف شرف و سعادت مينمائيم: ای نقش نشان بی نشانی دارای نهان و هم عیانی خوانی خط لوح غیب را صاف هر چند الف زباندانی در جنس بشر بحسن اخلاق کی باتو و تو بکس نمانی عشق تو زبس شباب طبع است آموخته پیر را جوانی هم عالم سر رمز معنی هم واقف وحی آسمانی زان گوشه دامنت گرفتم چرخ است بمن بشیخ فانی بکشای گره زکار زارم زیرا که زلطف میتوانی طرزی نکنی ادای وصفش صد سال اگر تو قصه خوانی چون خامه خموش باش بگذار مدحش بکلاه آسمانی حق گفت چنین باحمد پاك لولاك لما خلقت الافلاك (۵) فرش است فلك بخاك راهش بر عرش روانست تکیه گاهش دارد بخدای قرب ذاتی دانست بزه قرب راهش برجاء کنند تکیه مردم چه تکیه زند تخت گاهش مه را چه کنی باو مقابل خورشید خجل بود زماهش شد تیر بلا بیای جانت خاری که فشانده براهش در باغ بهار عکس رویش گلزار دمیده از گیاهش طرزی تو کجا و حرف مدحش سایه نرسد بقرب ماهش خود مدحت او کند خداوند طرزی تو مباش سنگ راهش حق گفت چنین باحمد پاك لولاك لما خلقت الافلاك (۶) رویش گل بوستان جانت یاقوت لبش چوجان روانست جیش جو بهشت لانه خیر است دستش چوسحاب در فشانست از هیبت نام و سهم رمحش مورتن دشمنان ستانست شاهنشه قل کفی است زائر در موکب او شهان روانست خورشید بسفرهٔ نوالش يك گرده كرم روی خوانست لشكر شكن او عدویش در گوشه خزیده چون کمانست بگرفت جهان زشرق تا غرب شمشیر کجش جو کهکشانست اوصاف محامد کمالش طرزی توبگو کرا توانست خاموش نشین و گوش بگشا این مدح شنو که به زحالت حق گفت چنین باحمد پاك لولاك لما خلقت الافلاك (۷) باقرب خداست بلکه دمساز گشته چو خیال آسمان ناز هم عاشق و دلبر است و محبوب هم جمله نیاز و هم همه ناز در دائره خط یو سر بست انجام و بدایت حرف آغاز باهمت اوست چرخ گردون چون كبك ضعيف و چنگل باز سربسته گره زکار کارم جز ناخن او که میکند باز

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1212. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1212 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1212
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record