Machine transcription
شماره ۱۷ سال چهارم صحیفه ۸
نام کپتان کشتیٔ زرهپوش « آساما » يك قدح نقره نینی را که یکی از شهزادگان ژاپان یکوقتی به او بخشیده بود از آب صاف زلال پر ساخته ، و دلاوران داو طلب فدایی را که بکشتی های غرق شدنی سوار میشدند خطاب نموده این نطق ذیل را بر انها بر خواند:
( صورت نطق )
ه ای فدائیان شرف و ناموس ملت و وطن !
ه شما را بيك موقع بسیار نهلك ناکی که در زیر آتش طوبهای دشمن معروض میباشد میفرستم ، سلامت باز گشتن ازین معرکه در هزار يك احتمال ندارد . شما را که به اینچنین موقع تهلك ناك میفرستم ، چنان میندارم که از فرزندهای جگرپارهٔ حقیقی خودم جدا میشوم ولیکن بدانید که اگر صد فرزند میداشتم که از صلب خودم میبود همه را در راه این شرف و سعادت عظیمی که خدا امروز شما را نصیب کرده فدا میساختم ، و سر های آنها را در گذر گاه دشمن که به این خاك مقدس ما پای تعرض دراز کرده می انداختم ! نه تنها صد فرزند ، بلكه اگر تنها مالك يك فرزند صلبی خودم میبودم باز هم آنرا ازین شرف و سعادت امروزیهٔ شما محروم نمیساختم .
ه بروید فرزندان من ، روید ! جرأت و شجاعت اولادهای ملیک « شمس طالع » را بر دشمن آن مملکت مقدس اثبات نمائید ! در اثنای بجا آوردن وظیفه تان اگر دست راست خود تانرا ضایع کنید ، بدست چپ خویش ، و اگر هر دو دست خود تانرا غایب کنید ، بازوهای خویش کوشش ورزید و شاید پایهای شما هم برود ، با همهٔ بدن خود تان در باب بجا آوردن امر آمر و کوماندان خود تان سعی و غیرت نمائید !
ه اما این را هم بخوبی بیاد دارید که بر هر یکی از شما وظیفهٔ بسیار عظیم ، و مسئولیت بسیار جسیمی باز کرده شده است . هر کسیکه در خود برای بجا آوردن اینچنین وظیفهٔ عالی مثانت و پایداریٔ کافی و کامل نمی بیند ، از حالا بگوید . زیرا نرفتن عیب نیست ، اما در وقتیکه بالش قدر ذره اثر خوف و تردد باشد ، و به جرأت دروغی ، و شجاعت ساخته گی بمیدان جنك و وغا برود ، بد تر از ان عیب و بر تر از ان عار برای او دیگر هیچ چیزی نیست .
در اینجا سخن کیتا را صداها و هایهو های بسیار پر هیجان « زنده باد میکادو ، زنده باد ملت و وطن ! لعنت باد بر کسانیکه در فدا کردن جان خود در راه شان بترسد و بزدلی کند » برید . بعد از انکه اضطوفان جوش و خروش پر هیجان فدائیان فرو نشست ، کپتان باز بر نطق خود دوام کرده گفت:
« پس چون چنینست شما را وصیت و سفارش میکنم که بمیرید ! همه تان بلا استثنا بمیرید ! ولکن حیات خود را مفت و رایگان ندهید . مرگ را حقیر بشمارید ، ولی نه تنها مقصد حاصل کردن نام و شهرت خشکه و خالی ! نی ، نی ! من میخواهم که مرگ هیچ یکی از شما بی ثمره و بیفایده نباید بود . تا دشمن تانرا مسرور و شادان نسازد ! هر يك از شما میباید که اول بر همین سعی و کوشش باشد که کشتیهای غرق شدنی را به نقطهٔ مطلوبهٔ غرق شدنش برساند . و در اینجا غرق کند ، بعد از ان که این وظیفه را بخوبی ایفا نمود ، مرگ را به بسیار مسرت و افتخار در آغوش باید کشید !
ه ای فدائیان قهرمان ! از پشت پردهٔ استقبال ، يك سيمای بسیار منوری می بینم و به تجلیٔ يك روز بسیار مسعودی منتظر میباشم که آنروز فیروز سعادت اندوز همانست که بسایهٔ غیرت و حمیت و فدا کاری مانند شما اولادهای وطن ، دسته های کشتی های جنگی دشمن در بندرهٔ پور آرتور « محبوس » بماند و بشنیدن این خبر مسرت اثر تمام ژاپان بوجود شما افتخار بکنند .
ه درین هنگامیکه از شما مفارقت ابدی میکنم ، لازمهٔ مراسم وداع را [ ماننده عادت اوروپا ] - بانكيت و شامپين ، بجا نخواهم آورد ، چونکه این وظیفهٔ مقدسه که برشما باز شده است رونق و صفائیت فکر و روح را زایل میکند ! فکر و وضوح قلب بکار دارد ، ولی تأمل یکه چیزیست که باشید ای عسکرهای فدا کار ، و اولادهای حکمدار ظفر قدار ! بیائید ای نونهالان همین وطن ! وای بهادران شهادت کفن ! بیائید که همه ما يكيك قدح آب صاف درخشان که حیات همه اشیایران موقوفست نوش کنیم ! آری ، آری ! بنوشید ، و بسفینه های خود تان که مقبرهٔ ابدی تان خواهد شد سوار شوید ! زنده باد میکادو ! زنده باد ژاپان !!! ...
( انها )
حوادث خارجيه
( اجمال )
مهمترین حوادثیکه در اينروزها جلب انظار عمومی را بسوی خود نموده هجوم دسته های کشتی جنگی دولتین فرانس و انکلیز است بر آبنای « داردنیل » . لهذا خواستیم که در خصوص احوال این آبنای بسیار مهم تايك درجه معلوماتی به پیشگاه انظار قارئین کرام خود عرض نمائیم:
این آبنا ، بسببی که دو بحر ذخار مشهور و معروف را بایکدیگر ربط و آمیزش میدهد ، و بجز همین آبنا برای گذشتن از یکی ازین دو بحر بدیگری راه دخول و مرور مفقود است خیلی مهم شمرده میشود ازین دو بحر یکی آن بحریست که قدما آنرا « بحر ايجه » میگفتند ، و در کتابهای جغرافیای ترکی « اطه لرد کری » یعنی « دریای جزیره ها » مینویسند ، و يك شعبه از « بحر سفید » میباشد که آنرا « بحر متوسطه » نیز میگویند ، دوم « بحر مرمره » است که در اطلسهای اردو و انگریزی آنرا « مارمورا » تحریر میکنند . این است که آبنای داردنیل ممر و معبر جملهٔ کشتیها نیست که از بحر ايجه به بحر مارمورا ، یا از بحر مارمورا به بحر ايجه سیر و سفر میکنند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
