BrowseSirāj al-akhbār → page 1132

Page 1132

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1132 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صحیفه ۳ سال چهارم شماره ١٦ (٥) مریضانی که شفا یافته و از شفاخانه بیرون کشیده شده اند ١٤٥ (٦) – مریضانی که هنوز در زیر تداوی میباشند ١١ (٧) عملیات جراحیه مهمه وکلانی که در شفاخانهٔ ملکی اجرا شده است ٥٥ جمع کل همه تداوی شده گان ٥١٨٢٩ § وفيات (۱) بیمارانی که بعد از عملیات فوت شده اند ٤ (۲) – بیمارانی که از دیگر مرضها فوت شده اند ١٤ جمع کل همه وفات یافتگان ١٨ § تفصیلات وفیات ازین چار نفر مریضی که بعد از عملیات فوت شده اند دو نفر آن چنان حالی که وجود ش زهر ناک شده بود بشفاخانه مراجعت کرده بود . اگر چه عملیات اجرا شد ولی حیاتش رهایی نیافت . يك مريض دیگر نیز بسببی که از سالهای زیادی از مرض مثانه مشکی بود ، و گرده هایش به التهاب متقیحه ، و مثانه اش بعلت سرطان مبتلا شده بود . بعد از انکه مثانه اش باز کرده شد و دیده شد که قابل عملیات نمیباشد پس بسته شد . بعد از عملیات در ظرف ٥٣ ساعت از سبب تسمم بولی وفات یافته است . بهار جارمین ، يك مردی بود که جاغور بسیار بزرگی برایش پیدا شده بود . عملیات فوق العاده آن به بسیار کامیابی و خوبی اجرا کرده شد ، و آمرض بوغمه جاغورش التیام یافته نزديك بخوبی رسيد ، اما دفعةً بمرض ذات الریه گرفتار آمده بعد از عملیات به ١٤ روز وفات یافته است . عملیات خورد و ریزه که بدون نوروفارم – یعنی دوای بیهوشی – اجرا شده است درین حساب داخل نیست . در خانهٔ حاجی ، صدر الدین ، نام شخصی از ساکنان قریهٔ ده مزنك ، كابل تولديك پسری بوقوع آمده که طفل مذکور از منفذ طبیعی - یعنی مقعد - سراسر محروم بوده است . چنانچه عادت و اصول انجاست بيك دلاك رو آورده چاره آنرا طلب میکنند . دلاك آغا نیز هماندم پاکی خود را از کمر کشیده از يك جایی که خیلی دور تر از مقعد طبیعی بوده باشد تمام بهادری و دلاوری پوست را پاره میکنند و چون از سوراخ مقعد هیچ اثری پیدا نمیشود پس گردن خود را خاریده بی کار خود میرود . این عایله از ان مردمان عجاره هستند که بخانه شان اولاد نیامده و اگر آمده بسبب های مختلف ضایع شده ، و بی اولاد مانده اند . در بنیاد که صاحب اولاد شده اند چون دیده اند که بسبب این عارضهٔ بی مقعدی آنهم بيك مرك محقق معروض میباشد درجه غم و اندوه پدر و مادر عجاره را قیاس باید که چه درجه خواهد بود . همچنین غمها را آنکسانی درك و قیاس کرده میتوانند که پدر و هم اولاد دلشان کباب شده باشد ؛ مصیبت دیگر این بیچاره گان را به بینید که از موجود بودن يك شفاخانه که از بنقدر سالها بسایهٔ مرحمت پیرایهٔ ذات اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) بصدها هزار عمار در ان تداوی شده و میشود نیز خبردار نبوده اند . نمیدانم که آیا بر چنین خبری خنده باید کرد . با افسوس ؟ بهر صورت : یکی از دوستان حاجی صدر الدین که از متعلقات شفاخانه ما میباشد حاجی مذکور را بر موجود بودن شفاخانه خبر داده ، و او را سفارش و تشویق نموده طفل مذکو را که از تولدش پنجاه ساعت نگذشته بود برداشته بشفاخانه آوردند . چون دیدم که این مسئله خیلی شایان اهمیت است . و زودی و تیزی در ان بکار است همان ساعت بیدرنگ عملیاتش را اجرا کردم . چنانچه اولا از پوست آغاز کرده نسج حجروی تحت الجلده و « صفاقات » - یعنی پرده های نازك عنکبوتی که گوشتها را پوشیده است . و « عضلات » - یعنی گوشتها را طبقه به طبقه پاره کرده ، تا به « پروستات » - و پشت مثانه ، تخمیناً زیاده از چار سانتیمتر و به قدر به انگشت می آید در يك نقطه بسیار عمیقی آخر روده را پیدا کرده توانستم . شكم طفلك پنجاه ساعتهٔ بیچاره طبعاً از جمع آمدن غازات یعنی گیسها برباد و آماسیده شده بود ، و از درد بسیار بر گریه و ناله دوام میورزید ، در جایی که روده را یافته بودم مجبور شده روده را پاره کردم . از شکافی که حاصل شد مقدار بسیاری از گیسها و يك مواد سیاه رنگی بیرون برامد . آماسیده گی شکم فرو نشست ، و طفل بیچاره نیز از گریه آرام گردید . بعد ازان این کار باقیماند که مقصد را اصلاح و درستی داده برای اجرای کار طبیعی آن کار آمد بسازیم . لهذا التصاقات - یعنی چسپیده گی هایی را که از ان نقطهٔ عمیق به اطراف حاصل شده بود گاه با انگشت و گاه با آلات جراحی باز کرده ، روده را بدرجهٔ که لازم بود بیابان کشیدم ، و نوکهای آن را به پوست دوختم . خلاصه عدد مریضانی که بحساب وسطی هر روزه بشفاخانه می آیند ) ۹۷ مجروحینی که هر روزه می آیند ۳۰ جمع کل روزانه ۱۲۷ جمع جمله مریضانی که در ظرف یکسال برای تداوی بشفاخانه ملکی روی آورند ( ٥١٧١٨ ) نفر است . بیمارانی که بصورت رسمی – یعنی سر کاری – رفت و آمد دارند داخل إلحساب فوق نمیباشند فقط . عجایب خلقت تحریراً نیست که از طرف مترجمان دو فتور منير بيك خان سر طبيب و افسر شفاخانه ملکی بهمراه انستانستیق فوق بمارسیده است .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1132. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1132 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1132
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record