Machine transcription
صفحهٔ ۹
سال چهارم
شمارۀ ١٦
بعد از بیست و پنجروز زخم بتمامها التیام پذیر گردید و امروز قریب دو ماه میشود که آن طفل نوزاد بکمال صحت بوده فضلاتش نیز از مجرای صنعی که حال طبیعی را گرفته است مخارج دفع میشود، و همچنين وقوعات یعنی همچنين ولادتهائی که طفل نوزاد به این کیفیت تولد یابد از نا درات نیست، ولیکن محصور ماندن روده در منقدر جای عمیق از وقوعات بسیار اندری شمرده میشود، اگر شفا خانهٔ ملکی نمیبود برای این طفل بحسب ظاهر زنده گانی محال مینمود. لهذا این مرحمت عام و حیات بخشی اعلیحضرت پادشاه کثیرالانعام است که بانی حقیقی و محیی اعظمی شفاخانهٔ ملکی میباشند. آبادیاها و نیازهای دلسوزان دلخستگان که بدرگاه حضرت پروردگار عظیم الشان در حق اعلیحضرت پادشاه با مرحمت و پدروی شفقت خود شان رفع بارگاه کبریا نمایند چنان مظهر حسن قبول نخواهد شد ..
در نها چيزيكه بحصهٔ من میرسد این است که سبب جلب کردن دعاهای خیریت انتهای رعایا و برایای شاهانه برای ذات اعلیحضرت ملوکانه شان میشوم که برای این عاجز بزرگتر ازین فخر و مباهات تصور نمیشود، و من الله التوفیق،، تحریر فی یوم پنجشنبه ۲ شهر جمادی الاول سنه ۱۳۳۳
از محکمه واقعه نگاران
واقعه نگار کهمرد و سیغان مورخه ۲۲ ذی حجة الحرام ارسالی خود نوشته است — لعل محمد نام ولد اکرم ساکن باشگاه را مرضی واقعه شده که بروز سه شنبه ۲۱ ماه حال بعمل به تجد روز دفعتاً از زبان گنگ گردیده و گوشهای اندام های خود را بدهن می کنند صبح روز مذکور فوت شد عمر آن تخمیناً سی ساله بود —
واقعه نگار مزار شریف مورخه ۲۹ ذی الحجه الحرام ارسالی خود نوشته است — از تاریخ ٢٤ ماه ذیقعده الحرام الی ۲۲ ماه ذیحجه باران های زیاد و متواتر باریده خرمن های گندم و غیره غله یاب همه بدشتها بود رو خراب شده از باعث باریدن باران ها نقص زیاد برای مردم زراعت کار صفحه ترکستان رسیده است فقط
واقعه نگار هرات بعریضه مورخه ۲۵ ذیحجه الحرام ارسالی خود نوشته است که یوم شنبه ۱۸ ماه حال بعد از نماز شام الی نه بجه شب باران بسیار شدید باریده صبح آن در شهر انجیر و جوی نو سیلاب آمده بخانه های رعیتی آب درآمده خود نائب الحکومه هرات همراه نفری زیاد رفته آمد سیلاب را بزودی بسته نمود که مخلوق خداوند از ضرر آب فارغ گردیدند والا نقص و خرابی زیاد می نمود فقط
__________
مورخهٔ یکشنبه ۱۲ ماه جمادی الاول سنه ۱۳۳۳
از کوتوالی دارالسلطنه کابل مینویسند
اینکه عالیجاه محمد قاسم خان کلانتر گذر مراد خانی برپوت اطلاعدهی یوم شنبه ۱۱ شهر حال خود تحریر کرده که یوم جمعه
۹۰ شهر مذکور در کوشهٔ دیوار خانه حسین بنیه گر — و سنج بام و طاق خانه شربت نام در کر برق سهائی رسیده بعضی جاهای خانه های مذکور را اندك اندك سوخته کی و خراشه شده — و از صدمه برق مذکور خود حسین صاحب خانه — و سرور نام هزاره ولد غلام رسول نام دو ساعت بیهوش کردیده — بعده بهوش آمدند بدیگر جاها فضل الهی ضرر و نقصانی واقع نشده — فقط
سیاحت از کابل بقندهار
( مابعد از شمارۀ ۹ )
[ — ۲ — ]
( ارغندی — میدان )
شب در رباط با نجات با امن و امان بودیم، مرا خواب نمی آمد. افکار پیاپه حواسم را افکار میساخت، ترب ترب اسپان محل سکون شب می شد. این شب زمین سخت گذشت، زیرا شب اول سفر اول منست. چون بیدار و در انتظار بودم کشب دراز شد و شب فجر دامادگان را یادم داد - خلاصه در خیالات شاعرانه بر من صبح شد. این روز قیامت است شب نیست.
علی الصباح بعد از ادای صلوة در مسجد رباط بوقت طلوع آفتاب معادل ساعت (۹) باز قافله بسته شده رو براه آوردیم و از رباط خود را تأسرك رسانیده، بازیر همان سرک رفتار داریم. من گاه گاه روی خود گردانیده، درختها، عرف های بلند را بعضی حصص جار دهی را نظاره میکردم. قدری راه رفتم که پشتهٔ سنگی سنگ پشت مانند چون سنگ تفرقه فلك در میان افتاده چهاردهی از نظرم مستور و مرا مهجور ساخت. ...
امروز چیزیکه در راه جلب نظر ما می کند، همانا قطعات سبز و قلعه جات «ارغندی» است. که درخت غلو و سبز آن از دور اظهار آباد بودن آنرا می کند.
از عندی چهار گروه از «قلعهٔ قاضی» مسافه دارد. قبل از اینکه ملجأ مسافران یعنی رباط خوش بساط ساخته شده بود، اکثر مسافران از قلعهٔ قاضی گذشته در بقعاء ارغندی قریب دهات شب میگذرشتاندند.
بر سر راه اینجا يك مقام «خرج گیری» واقع و مشهور به «چوکی ارغندی» میباشد. کمی گوش نهیم در حد چها می شنویم: چون صدای درای قافله بکوش «لازمان» (خرج گیری) درآمد، فی الفور از درون «کونه» بر آمده با هیئت عجیب و صدای غریب، باشید! ایستاده باشید! که معنی توقف را اعلان مینمود از چار پنج دهان یکبارگی خارجشده قافله مجبور بایستادن شد.
راستی که اگر همچنین پنج صدای متواتر بکوش قافله نمیرسید گاهی نمی ایستادند، زیرا چون از قلعهٔ قاضی بر آمدیم در قافله همین ذکر بود که در چوکی ارغندی چه خواهیم کرد؟ و چسان خواهد شد؟ زیرا ایشان در خرجین ها بعضی اشیای تجارتی پنهان و بی پته (۱) دارند !... لهذا مشوش میباشند !!...
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
