Machine transcription
صفحة 11
نمبر ٨
هم از اختیار
همه روشن سخن راند هم از دوست
خا موشش کن زین و ن دلکش
بود هر نوع سود این بازار دار
کر جانم سوخت این شهر شکر ریز
زهر سود و زیان گردی مسبق گیر
و عا سران و گرامی هوش تسخیر
از و خواهی شدن و انا بر کار
که تا اختبار جاری در زمانه
سترد کری خوانیش جام جهان مین
کند افشای را از و کشف اسرار
عیان مینی در در مرزبانی
که تا قاصد خبر آرد زه لیر
خبر خواهی گراز ملک سکندر
زنام نیک این شاه نگورانی
منطقی مید به این دولت است
بسیار مجری اینک بخردار
توان از و می خریدن عقل دانش
بخردا خر با باد از عدلش بهر سوی
میگردد که امین صاحب ہوش
جهانی را بدیناری خریدار؟
مکن این گنج باد آور بدست آر
د و از دست این فرهنگ دانش
نبو د این قوم را زمین علم اخبار
نبو د افغان خبر زمین ما یه بهوش
نبود این ملک از بین دولت خبراء
نبود این مردمان آگه ازین علم
که کرد این بوم و بر دار شب گلزار
که کشت این تیم گل در خاک افغان
که گشت این پنج دانش اطلب گار
که کرد این عقل کل را از خریده
که این تعمیر ا گردید معار
که بنهاد این اسامی نو کابل
که که در این پنج گوهر را پدیدار
که کرد این کان زرخیز اشکا را
که کرد این تا زندگی از بی ستاره
که کرد این بوستان آبیاری
که کرد این خفته را از خواب بیدار
که کرد این اما در زاد و یا
که کرد این است را از میگونه
که این بار را با شد شفا بخش
قوام ملک و دولت ختم کفتار
سراج دین ملت فخر اسلام
جهانگیر و جهان جوی و جهاندار
ترقی خواه دین و خنک و درست
شبابن الله باشد گرگ خونخوار
شهنشاهی که از عدا لیتی
کند با باز باز می کباب کہاں
بعید اومت بلدل ہو ر هم بشیر
ز قبرش بازو شاهی کند منقاد
از افکنده ناخن از قدرت بازو
نه موری دانه از روز انبار
بجکش با ر بیرون رفته از پوست
کابل گشت شایع طرز اخبار
بد در این جهان را بر جان بجنت
سیدیم تا بکابل ماندم از کار
یکدل بوزد آهو کنند با باز
چه کابل مرکز ملنگ جهان دار
بازی قوی
چه کابل سرفہ از از پاہی تھے
گرفتم نام کابل رفتم از هوش
چه کابل گنج خوش آب و ہوائی
آمین
تلگراف بي سيم
( ژول ورن ) فرانسیسی که یکی از مشاهیر ناول نویسان نفتی بود، در میان خانه تصور خود شکل ناول زبسی اخترعات غربه محیر العقول بحيث دنیا کرده بود. حال آنکه در بین عصر مستم اختراعات عجیب و غریبه نیکه در عالم است ظهور یافته از تصورات و خیالات ژول ورن بار بار سبقت نموده است. ما دراین مقاله خود از ( نظرات بی سیم) بحث و بیان میکنیم اولا این بمونیم برج های موجود به که امکانات از ان تشکیل یافته به قیمت (صلب ) یعنی سخت ، ( مایع ) یعنی آبگین ( خانه ) یعنی جسمها ئیکه ریم گفتار دیده نمیشود ولی موجود است مانند هوا و غیره که به بوی و تاثیر شناخته میشوند. همه این اجسام مذکوره از اجزاء لا بجائی که بخشیم و میدن آن بر مکن و با بعضی آلات خورد و مینه دیده میشود بود آمده اند. و یک غیر من قوت بسیار عجله که حضرت خالق اجسام مقرر فرموده آن قوت اجزا ماجرا را با دیگر می سپاند. این قوت خارق العاده در اجسام مطلب یعنی سخت مانند آهن و برنج و غیره بیشتر و در اجسام صلبی که مانند چه و خاک و گوشت در امثال آن باشد کمتر است کمتر است، و در اجسام مایع یعنی آنلاین خیلی از خیلی کمتر میباشد. ا این راهم بگویم که خالی جانا اینکه در ما بین اجزاء لا تنجز اینه موجودا باز هم خالی نیست بلکه اند دایره تر با نام یک ماده پر است که بعربی افراد (امیر) حمایہ کو با این پنج را مار میگویند. چنانچه ضیا از مرکز آن که افتاب است. با از مرکز آن که افتاب است بیک حرکات استرانزیت
(سختش را بریده ) رجا میکنم، مبوگند موگنید وقتهاست که غایب گردیده و میدانم که شما هیچ صورت بر نخیزید، سوگند شما برای من چه سود میدهد؟ در اجراست از این طرز معیشت و رفتار یکه پیش گرفته اید دست بردار کارهای خود مختار هستید. به این یک خوب میدانم که در باز شدنی نیستید، اما این گرداب مدرمیشی که در ان افتاده ایم کار مانیکه میکنید از من پنهان میدارید. اگر چه پیش ازین روز بروز چطور شدن آن را دیده ترس و بیم زیاده زمانی گرد سبب محقیقی که با من داشتید یک قدری حکم به شما میشود. بجز یک ناموس و شرفی که داریم همه چیزها محو کردی؟ کرد و میتوانستم انا ہزا را فسوس که آن حکم اند بسیار است خونتران ! بر من مرحمت کن زیرا من می بینیم
(باقی وارد )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
