Machine transcription
صحیفه ۳
سال چهارم
مذکور از تعدیات و پیغوری حاکم های آنجا در توقها فرار را اختیار کرده مجموعاً از راه هرات اراده مشهد و علاقه ایران را داشتند. و چون نائب الحکومه هرات را از رسیدن شان به هرات آگاهی حاصل شد سرحد دارانرا اطلاع دادند که آنها را از سرحد نگذارند که بگذرند. سپس آنها را نزد خود خواسته همه شانرا نصیحت و تسلی و نوازش فرمودند ایشان بجز از ظلم و بیغوری کارداران دایزنگی دیگر شکایتی نداشتند. لهذا نائب الحکومه آنها را خاطر جمعی داده باد و بهره ملازم رساله عازم خانه و علاقه شان نمودند . چون تحریرات واقعه نگار دایزنگی سراسر از حقیقت دور بود اصل حقیقت را نوشتم فقط سراج الاخبار افغانیه : . اللهم اصلح ولاة امورنا ، آمين .
( از دفتر ایشيك آقاسی ملکی )
مورخه ۱۱ ماه ربیع الاول سنه ۱۳۳۳
عالیجاه عبدالرحمن خان حاکم قراء تحریر داشته است که قبل برین مسموع شد که از طائفه تیموری سکنه قریه خواف فراه محمد کل نام ولد جمعه کل شخصی است که بسن بیست و سه ساله گی رسیده در ضخامت جثه وطول قامت وزور قوت هیچکس باو مانند و برابر نمیباشد - از خدمت کار دولت نامبرده را بدربار حکومتی فراه خواسته مشاهده نمودم فی الواقع تعریف و توصیفی که درشان او شنیده بودم مقرون بصدق آمد چنانچه هر فردی از مردم اینولا که در قامت بلند ترین افراد و عظم جثه قوی ترین اجساد بود همراه او مقابله شد در جنب او بسیار حقیر و قصیر می نمود . چون پیکر مهیب و هیکل عجیب او از غرائب روز کار می نمود لازم دانسته کیفیت ضخامت جد و طول قامت او را مرقوم نمودم -
از دفتر ايشيك آقاسی ملکی
حاجی شیر دل خان حاکم چخانسور نوشته است که در این روزها جانوری مشهور بموش خرما و راسو ظاهر گردیده بعضی اشخاص را گزیده چهل روز بعد و کمتر از ان بمرض داء الکلب گرفتار گردیده دیوانه شده اند و تا حال موازی ده نفر بمرض مذکور فوت شده اند و بعضی حیوانات را که جانور مذکور گزیده است نیز دیوانه شده
( ولادت عجيبه )
از قرار خبریکه بمحکمه اطلاعات در ظهور کیفیت عجیبه رسیده چنین است از زوجه شیرو نام المقاتی ساکی چهار باغ المقان سه نفر فرزند تولد گشته که دو نفر آن پسر و یکنفر آن دختر میباشد زهی قدرت حضرت خالق بیچون جل مجده -
~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~
شماره ۱۱
ادبیات
تشويق بتعليم وهنر و گریز بمدح پادشاه معرفت پرور اثر خامه عجز ختامه ناظم آئم المتخلص براقم که یکی از خوانندگان روز نامه مقدسه سراج الاخبار افغانیه است
ای مسلمانان کنون وقت تن آسانی گذشت
زود بشتابید کا یام گران جانی گذشت
عالمی در هر طرف مصروف علمندو هنر
حیف عمری کو به بیعلمی و نادانی گذشت
گشته طوفان خیز هر جا جو تشنهٔ علم و کمال
تا که موجش از تلاطمهای عمانی گذشت
صنعت و حرفت بهر سو همچو دریا موج زن
آنچنان کاو سافت از حد سخندانی گذشت
اهل علم از جمله اشیای جهان زر میکنند
وقت اکسیر آوری و کیمیا دانی گذشت
آب و آتش جمع و زانها برق حاصل کرده اند
بنگرش ظاهر به شرحش از قلمرانی گذشت
سیم آهن تار برقی گشت و آمد در سخن
تیلفون شد تا از او آواز انسانی گذشت
تلگراف برق می آرد خبر از غرب و شرق
نکته اش از یکجهان قالب مجزائی گذشت
من چگویم برق را کاندر چراغ افروختن
زینت و زیبا بیش از هر چه میدانی گذشت
در سرائی گر فروغی باشد از برق چراغ
ظلمت شب گویا چون روز نورانی گذشت
از بخار آب و آتش ریل و مو ترشد روان
با چنان سرعت که از مرغان طیرانی گذشت
ریل در یکدم جهانی را بملکی می برد
بگذر از اشتر که هنگام شتر بانی گذشت
صد جهاز همچو کوهی را برد چون برگ کاه
در جهاز از بحر اعظم هر بیا بانی گذشت
هر جهازی با چنین عظمت و تاثیر بخار
تا نظر بکشانی از صد موج طوفانی گذشت
تار پیدو موشك دفع جهاز مدعی است
زیر آب از برق دارد رو به پنهانی گذشت
نقب دریائی دگر چیز است در بحر محیط
آنهم از برق است و نتوان زو بآسانی گذشت
هر دو را یکجز و از برق است و جزوی دانمایت
هست بارودی و اسمش اینکه میخوانی گذشت
خاصه اکنون گر جهازات هوایی دم زنند
کار انسان ایندم از رشك پرافشانی گذشت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
