BrowseSirāj al-akhbār → page 1000

Page 1000

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1000 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صحیفه ۱۱ سال چهارم در سنه ۱۸۳۰ لهستانیها باز يك عصيان و اختلال بزرگی ترتیب دادند . زیرا طرز اداره حکومت روس بیچاره لهستانها را از زندگانی شان بیزار کرده بود . حریت پرورها بخون روسهای ظالم کشته شده بودند که در شوقت بر تخت حکمرانی روس نیکولای اول و حالی بود . در سنة ١٨٢٥ يك جمعيت اختلالية دیگری بنام « سرخ ها » تشکیل یافته بود. و در سنه ۱۸۳۰ یک جمعیت دیگری بنام « سفيدها » با آن ملحق کردید . این جمعیت ها مجلس « دیمت » را تشکیل داده اعلان کردند که همه لهستان یعنی پولیند را از اسارت روسها باید وارهایم . کوتاه ترین راهها برای رسیدن منزل مقصود بجز جنك و جدال دگر چیزی نیست . . زار روس بمقابل این اعلان وطنپروران لهستان چنين يك بياننامه نشر کرد که : هر کس که مقابل دولت روس قیام بکنند جزای آن مرگ است . و در سنه ۱۸۳۱ مجلس دیمت بموجب مقاوله نامه که در کانکره « ویانه » در دولت اوستریا قرار یافته بود بیان کردند که : «استقلال لهستان از طرف دول معظمه در زیر کفالت گرفته شده است. لهذا از تمام دولتهای عادل معظمه استمداد میکنیم که ما را از پنجه اسارت روسها برهانند . » لاردة پالمرستون « انگلیز » به این ندای استمداد لهستانیهای بیجاره جواب داد که « هرگز استقلال لهستان را دولتهای معظمه تکفل نکرده اند . » این جواب یأس آور دولت انگلیز لهستانیهای وطنپرور را اگرچه بگرداب ناامیدی غرقه نمود ولی باز هم از نشینات استقلال جویانه خود باز نیامدند . دولت روسی چون دانست که لهستان بیکس و بی جانی ماند . و كس بفریاد او نمیرسد سر از نو قوتهای عظیمه خود را به لهستان سوق نمود . لهستانیها در سنه ۱۸۳۱ پنج محاربهٔ بزرك ميدان با روسها نمودند که صفحات جگرخراش این محاربه ها با مناقب بسیار سوزناك وطنپرورانه معلومیباشد . اگرچه لهستانیها داد مردانکها و شجاعتها را در مدافعة ناموس ملت و وطن خود میدادند . ولی چه فایده که روسها دمبدم عساکر تازه دم به میدان محاربه می آوردند . و از هماگر لهستان آنچیزی که تلف میشد جبیرهٔ مافات آن محصول نمی آمد . تا آنکه شهر « وارشا » که پایتخت شان بود با گله های طوب روس با خاک یکسان کردید . و عساکر لهستان گریان گریان گریزان گردیده به خاک اوستریا پناه گزین گردیدند . زاره نیکولا ، در سنه ۱۸۳۵ در وارشاويك امر نامه صادر نموده استقلال لهستان الغو نمود . این امر نامه از قرار ذیل بود : « لهستان يك ولايتيست که تابع ایمپراطوری روس است . و لهستانیها بجز رعایای روس دیگر چیزی نیستند ، هر چه که روس است لهستانی هم همانست . اگر لهستانها پردعوی استقلالیت خود عناد بکنند بدبختی شان خواهد بود . بخوبی بدانند که اگر ادنايك فتنه و فسادی برپا کنند ، این قلعه و شهرهای لهستان را بر سر آنها خواهم غلطانید ، و وجود های شانرا در زیر سنگها و آوارهای آن محو و دفن خواهم نمود . . . . بعد از انکه حکومت روس ، استقلال و آزادی لهستانرا به اینصورت محو نمود ، بنای روان ساختن اهالی لهستانرا نهاد . مذهب كاتوليك لهستانرا در زیر تطبیق و فشار گرفت ، بدرجة که در کلیساهای شان زور و جبر آئین اورتودکسی که مذهب روس است داخل میکرد . کلیساها ناچار آئین اورتودوقسی را اعلان میکردند ، اما مردم لهستان این مذهب را بهیچصورت قبول نمیکردند که پاپاس ها و پادریهای روس بقوت و معاونت حکومت از شکنجه ها و عذابهای انکیزیسیونی براهالی بیچاره خود داری نمیکردند . تنها در باب مذهب نی ، بلکه عادات و زبان مانی لهستانیهای بیچاره را نیز به عادات و زبان روسی تبدیل دادن گرفتند . این اصولهای نا گوار ادارهٔ حکومت روس باز وطنپروران لهستانرا از زندگی بیزار ساخته سر از نوبنای عصیان و اختلال را نهادند . نوجوانهای بیدار مغزشان به اوروپا میرفتند ، و در انجاها در باب حمایت و معاونت استقلال و آزادی لهستان مداخله کردن دولتها را تحريك میکردند . و از یکطرف بصورت پنهانی سررشته های اختلال را ترتیب مینمودند . اما درینبار حال و موقع برای کامیابی لهستانیها هیچ موافق نبود . چونکه مأمورها و کاردارها همه کی روس پرست بودند . ارباب اختلال سرحدهای اوستریا را قرار گاه اتخاذ نموده و از انجا دسته ها و مفرزها تشکیل داده به لیستان میدر آمدند ، و با روسها رزم دو خورد نموده باز خاك اوستريا التجا میبردند . مركز جمعيت اختلال در وارشا و بود از انجا به پنهانی بیا تنامه ها نشر میشد ، و مردم را بحرکت میآوردند . تا آنکه دفعهٔ آتشی اختلال شعله ور گردیده خونریزی آغاز نمود ولی هزار افسوس که روسها باز بقوت بسیار افزون عسکری خود شان آتش اختلال را فرو نشاندند ، و درینبار جزاهای بسیار شدیدی برای وطنپروران لهستان ترتیب دادند . اکثر شانرا اعدام کردند و به سیبریانی و اخراج کردند ادارهٔ حکومت را از وارشا و به پترسبورغ نقل دادند ، و چون دانستند که سر منشاء این چیزها مکتبها و کلیساهای ملی لهستانست از اینرو مکتبهای شانرا در زیر تطبیق و فشار شدیدی آورده نیز زبان و تحصیل علوم روسی دیگر چیزها را برداشتند کلیساها را بند کردند . پادریها را نفی کردند . و قانون روسی شدن ، و رواج دادن مذهب اورتودوقسی را جبراً جاری نمودند . و تا بحال بر همین قوانین دوام میورزند . و همین پولیتیقه را تطبیق میکنند . این است که جنك كنونی روس والمان و اوستریا در همین خانه شعله زن میباشد . پس قیاس باید کرد که لهستان و لهستانیها تا چه درجه طرفدار روس خواهند بود ! . . . . ( انتها )

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1000. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1000 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1000
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record