Machine transcription
( ٥٧ )
میخواست که بتاخت برود اما لرزۀ حیرت در اندا مش
افتاده آهسته روانش ساخت ـ زبان گویائی یارای سخنش
نداده که از قاصد سوال نماید بدل خود فکر میکرد که این
زن چطور خبر یافت که چیزی را میپالم واگر اینقدر
آکاهست ضرور آن چیز نزدش خواهد بود و آن خودا کرم
است . اما نمیدانم که زنده است یا انرا (در بیخودی لفظ
کافری برای خدابدلش گشته ) خدا نکند که مرده ـ
زورق کوچکی که چار پنج نفر بران سوار شوند بکنار
ایستاده بود پردل را با رفقایش بران نشانیده بسرعت
زیادی بدر خر گاه رسانیدند ـ حکم شد که تنها بیاید ـ
آمادۀ رفتن شد اما دیگر نومسلمها که بهوش وحواس
خود بودند اندیشیده که در جای نو تنها رفتن مناسب نیست
گفتند که ما خویشاوندش میباشیم ـ قاصد جوابداد که
فرمان بیگم همچنین است واو بالای هزارها نفر حکمر
انست ـ از دزون صدا شد که همه بیائید ـ چون
پردل نزدیک زن رسید در کربه اش دیده فهمید که اکرم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
