Machine transcription
١٤
١٧- مرکب اسمی است که : از دو کلمه یا بیشتر ؛ آمیزش
یافته باشد . مثل : علی احمد . داد محمد .
باغبان اسم مرکب : چند نوع ؛ ترکیب ؛
مییابد :
(۱) از دو اسم . مثل : گلقند . سرکنگبین .
(۲) از دو فعل . مثل : گفتگو . کشمکش
(۳) از اسم و فعل مثل : شهنواز . هندو کش
(۴) از اسم و حرف : در آمدن . برآمدن .
(۵) از فعل و حرف : وادید . واسوخت
۱۸- گاهی دو کلمه ؛ بواسطه ( الف ) بهم میامیزد .
مثل : سراسر . تکاپو . سراپا . روارو .
شباشب .
۱۹ :- و گاهی بواسطه ( واو ) ترکیب یابد . مثل :
رفت و آمد . جست و خیز . گفت و شنید .
داد و گرفت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
