Machine transcription
۲۰
تیغ استبداد را هستم قتیل داد خواهم از خداوند جلیل
آن خداوندی که در روز جزا گیرد از هر شاه و او هر گدا
کوس لمن الملک چون گردد بلند سرفرازان گردن گردن بلندان را زنند
میر زندان است شخصی پرجفا تیره دل همچون گلیم بخت ما
نی بحال ماست او را رحمتی نی مدارات و نه رفق و رافتی
سخت گو و تندخو اندر خطاب سر که برابرد بود وقت جواب
موی ریشش در سپیدی مثل شیر دل مگر از ظلمت ظلم است قیر
گو دهانش خالی از دندان بود زخم دندانش بلای جان بود
بهر خمش حاجت دندان نیست زخم غم را چاره و درمان نیست
سالها خون مسلمان ریخته خونها خورده و دندان ریخته
ماهر و یکتاست در فن جفا پیشه اش جلادی است از سالها
مدتی باشد که این مجبوری ام شاهد عدل است بر معذوری ام
ورنه داد تربیت می دادمی شمع عرفان در رهت بنهادمی
بهر تعلیم تو ای نور بصر کردمی شبهای یلدا را سحر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
