Machine transcription
تحفة الامان في سيرة النعمان حصه اخرى (٢٧٣) موافقت فقه حنفيه بانصوص شرعيه
( للرجال نصيب مما ترك الوالدان والاقربون ولكل جعلناموالى مما ترك الوالدان والاقربون
واولى الارحام بعضهم الى بعض ) وامام صاحب نيز در احكام توريث همين مراتب سه گانه را
مقرر داشته است لكن امام شافعى وامام مالك قطعاً ذوى الارحام را از استحقاق توريث
محروم داشته اند چنانچه بنزد اوشان پدر کلان و برادر زاده ها و غيره در هيچ حال
ميراث گرفته نميتوانند ، اين ذوات مكرمه ذوى الارحام را علم قرار داده ذوى الفروض
وعصبات را از افراد او می پندارند چنانچه امام رازی این مسئله را در تفسیر کبیر مفصلاً
تحریر داشته است اما این مفکوره صراحةً غلط است .
نکاح وطلاق
احکام متعلقه نکاح وطلاق در قرآن بسیار است و در بعض ازان مجتهدین باهم
مختلف الآراء میباشند درضمن این مسائل اختلافی دو مسئله نهایت مهتم بالشان است
که ما بتذکر آن در ین مقام می پردازیم ــ مسأله اول چنانچه قبلاً گفتیم « دختر
اگر چه عاقله وبالغه باشد بنزد امام شافعی بدون از اجازت ولی خویش نمیتواند که
ولایت نکاح خود را اشغال نماید » ــ امام ابو حنیفه میگوید که دختر عاقله وبالغه
خودش اختیار نکاح خویش را دارد ــ در ین مسئله هر دو امامین موصوفین آیات
قرآنی واحادیث نبوی را دلائل وتمسک برای خویش مقرر داشته اند محل مباحثه
احادیث در اینجا نیست ــ استدلالی را که امام شافعی برین مقوله خویش گرفته است
واو را در كتاب الام خويش بشد ومد تشريح مزید بیان داشته این آیه است ( واذا
طلقتم النساء فبلغن اجلهن فلا تعضلوهن ان ينكحن از واجهن ) وقتیکه شما طلاق
دادید زنان وسر آوردن آنها عدت شانرا ، پس باز مدارید آنها را از نکاح کردن
شان باشوهـران مجدده آنها امام شافعی میگوید که در « تعضلوهن » فاعل ولی است
واین خطاب بسوی اولیای نکاح میباشد پس اولیاء را ازین جهت حق باز داشتن
نسوان است از نکاح والاضرورت نهی چه بود ؟ امام شافعی جهت تائید این مطلوب
خود از شان نزول این آیه نیز استفاده نموده ، میگوید چون معقل بن یسار عقد
همشیره اش را باپسر عمش بسته بود بعد از چندی شوهر او زنش را طلاق داد اما
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
