Machine transcription
* ١٦١ *
مي نمود ، خود وجدان خود را منصف عدل گذاشته ، جز حق
ديگر چيزيرا مبداء اعمال خود نساخته است ! تصور بفرمائید
حالت ما موجب تعجب بلکه حسرت نیست ؟ که
وسیله سعادترا بدست داریم و انرا نمیدانیم !
حاجي عبد الله : يك سؤالي خارج از مباحثه دارم اجازه
است که انرا عرض کنم ؟
حسن : بكمال اشتیاق بفرمائید
حاجي : مفاسد بعض حکوماتیکه ظلم و استبداد را مسلك خود می
ساختند در اجتماعات گذشته دانستیم ، مگر دائماً در این تعجب
بودم که چنین حکومات چه طریقه را اتباع میکردند تا يك ملت را
كاملاً تحت اسارت اورده انهارا بدرجه محکوم میساختند که اختیار هیچ
امري از امور زنده گانی خود نمیداشتند
در این مسئله هر چند فکر کردم انرا فهمیده نتوانستم ! ؟
سعيد : بنده انرا بخدمت عرض میکنم : پیشتر دانستیم
که انسانها فطرتاً باجتماع مجبور اند ! و از تقاضای اجتماعشان وجود
حکومت است ، چون ابتدای هر چیز نسبت باواخر ان غیر مرتب میباشد
لهذا در اوایل عهد ، لیاقت انسان محدود در اعتبار و تجربه بود،
هرکسکه باعتبار و تجربه میبود ان لیاقت حکومترا میداشت ؛ و
مردم يك مجتمع ، رای او را در فیصله امورات و دعاوی خود قبول
میکردند، تا اینجا سلوك حاکم از دایره اعتدال خارج نمیشد؛
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 178 of [Nidā-yi ṭalabah-i maʻārif yā ḥuqūq-i millat]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0338/00178.jpg)