Machine transcription
۵۶
گفتم چه؟ ساکت شد، دانستم که از پسران دیگر میترسد
لهذا گفتم : بیا بگوش من بگو! نزدیک آمده آهسته آهسته
گفت « قرآن » ! گفتم دست ! رفته آورد و بکمال حیا
پوشیدگی بمن سپرد، بعد نصیحت کردم. پس تا ممکن است
باید معلم خود را از سزاهای جسمانی مبتدیان نگاهدارد ، مثلاً
مثلاً بگوید که برای این خطای شما پنج چوب مقرر است که
مگر حال نمیزنم هر وقت که خطای دیگر هم کردید ،
باز این چوبها هم زنده میشود، و همه یکجا زده خواهید
شد ! اگر خطای دیگر کرد باز آن چوبها قرضی هم زده
شود تا سخن را هوائی نداند . اما باید که چوبهای قرضی
اکثر بطریق انعام بخشیده شوند، چنانکه گوید فردا اگر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 61 of [Ṭarz-i jadīd-i taʻlīm-i ibtidāʼīyah]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0320/00061.jpg)