Machine transcription
۳۰۵
و چون ماضی همیشه بر قرار مذکور میباشد لهذا ان را «مبنی» گویند، اما مضارع چون
بآمدن بعض حروف در اول آن گاهی ساکن میشود مانند «لاتضرب» بمعنی هرگز نمیزنی و نخواهی زد، از انرو آن را معرب گویند و معنی مبنی و معرب را بنظم چنین آورده اند:- مبنی آن باشد که باشد بر قرار :: معرب آن باشد که گردد بار بار، معلم ، آفرین در یک لفظ «اعوذ» چون یک عالم صرفی خوب جوابها گفتید باش که در نحو چطور هستید،
معلم، در «بالله» حرف آخر «الله» که «ه» است چرا بکثره خوانده میشود
مبتدی، از بسیکه «ب» بران داخل شده، و آن از حروف جاره است
یعنی بر هر اسم که داخل شود حرف آخر آنرا بجر یعنی کسره میدهد، و جمیع حروف جاره ۱۷ میباشند و بنظم چنین آورده اند هفده حرف جر بود میدان یقین کاندرین یک بیت آمد جمله چون و چرا، با و تا و کاف و لام و واو، و ،منذ، و مذ، خلا :: رب، حاشا، من ، عدا، فی، عن ، علی حتی الی، معلم ، هم گو
نون و گاهی بفتح میاید مانند «لن تضرب»
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 310 of [Ṭarz-i jadīd-i taʻlīm-i ibtidāʼīyah]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0320/00310.jpg)