Machine transcription
باب ششم در بیان صلح در خون و شهادت آن ١٠٦
یک مقتول را او را نمیرسد که عوض خون مقتول ثانی قصاص گیرد از قاتل (جواهر نیّره)
(٦٦٢) شخصی کشته شد بقتل عمد و حکم کرده شد وارث او را که قصاص گیرد از قاتل
و وارث مقتول امر کرد شخصی را که بکشد قاتل را بعد از ان یکی درخواست عفو نمود از وارث
مقتول و او عفو کرد خون مورث خود را و کشت قاتل را شخصی که مأمور شده بود و او نمیدانست
که وارث مقتول عفو کرده است درینصورت بر مأمور دیت لازم آید و او رجوع بدیت
کند بر آمر (ظهیریّه)
(٦٦٣) اگر عفو کرد یک وارث مقتول خون مورث خود را و وارث ثانی نمیدانست
که حالاً اگر بکشم قاتل را بر من حرامست معهذا کشت قاتل را درینصورت قصاص بروے
لازم آید و نصف دیت بخون اوست از مال قاتل و اگر نمیدانست که قتل حرام است و کشت
قاتل را بروے دیت لازم آید مطلع باشد از عفو کردن یک وارث یا نه (محیط سرخسی)
(٦٦٤) اگر دو کس شخصی را کشتند و اولیا مقتول برای یک قاتل عفو کردند
آنها را نمیرسد که قاتل دوّم را بقصاص رسانند (قاضیخان)
(٦٦٥) اگر اولیاء مقتول بجز قصاص را عفو کردند عفو جائز باشد و بر آنها
بر جیر کننده هیچ لازم نیاید (محیط) در تعزیر او رجوع بنظامنامه شود.
(٦٦٦) شخصی شجّه موضحه کرد کسی را عمداً و مجروح معاف کرد او را از شجّه و چیزیکه
از ان حادث شود بعد از ان همآن شخص او را شجّه موضحه دیگر کرد عمداً و مجروح او را معاف
نکرد و هلاک شد از هر دو جراحت درینصورت بر جارح دیت کامله باشد در سه سال
در حق
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
