Machine transcription
۱۰۵ باب ششم در بیان صلح و عفو و شهادت آن
بر خود قبول کرد مال بر و لازم نیاید و قصاص ساقط شود (تاتارخانیه)
(۶۵۲) عفو کردن ولیا بر قاتل اولی است از گرفتن قصاص (اشباه والنظایر)
(۶۵۳) عفو کردن از قصاص گرفتن بهتر است و اگر همه ورثه یا بعضی ورثه مقتول
عفو کردند قصاص کامل و دیت بقدر حق عفو کننده ساقط گردد ولیکن مدعی علیه را ظلم ریش دیشید)
(۶۵۴) جائز است عفو کردن مجروح و وارثانش پیش از هلاک شدن او (اشباه)
(۶۵۵) اگر مجروح شجه یا قطع را عفو کرد و از سرایت جراحت هلاک شد دیت و عقل
لازم آید و اگر جنایت یا قطع را معہ آنچه از ان حادث شود عفو کرد هیچ لازم نگردد (سراجیه)
(۶۵۶) هرگاه وارث مقتول دو کس باشد یکی از ان عفو کند قاتل را قصاص از وی
قصاص ساقط شود و نصف دیت حق وارث ثانی در سه سال ادا نماید (کافیه)
(۶۵۷) هرگاه وارث مقتول صغیر السن بود ولی او صلح را عفو کند این طرف مجاز است خیروی)
(۶۵۸) وصی اگر صلح کند جائز باشد و اورا نرسد که عفو نماید یا قصاص گیرد (منح الغفا)
(۶۵۹) اگر عفو کند ولی مجروح قبل از هلاک شدن او جائز است استحساناً و اگرولی
مقتول قطع کرد دست قاتل را بعد از ان خون مورث خود را با و معاف نمود درینصورت
دیت دست قاتل بروی لازم آید (محیط سرخسی)
(۶۶۰) اگر شخصی قتل کرد دو کس را و برای هر مقتول او ارث باشد و وارث یک
مقتول عفو کرد قاتل را بدرخواست وارث مقتول دیگر قاتل کشته شود (سراج وهاج)
(۶۶۱) اگر شخصی قتل کرد دو کس را و وارث هر دو مقتول شخص واحد بود و عفو کند خون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
