Machine transcription
( ۵۲ )
خرد مند مردی ز شقه بی شام گرفت از جهان کنج غاری مقام
بسر بر نشان کنج تاریک جامی بكنج قناعت فرو زد بای
شنیدم که نامش شع اوبود ملک سیرت آدمی پوست بود
بزرگان ناوید بر بردش که اری بیاید بدینجا ببخشد
قضا کند عارف پاکباز بدر یوزه از خویشتر کرد آز
چو سر برساتش نفس کو بدید بخواری بکر دانشن ناپدید
ازان مرز کان مرد هشیار بود یکی مرزبان ستہ کا ر بود
که سر تا توابر ا که دریافتی بهر چا کی پنجه بر تافتی
جهانسوز و بی رحمت و خیره کی زطیشش وی جهانی پرشس
زرد می بماند و پاکیش برش پس بچه نفوس کہ غفتند پش
بمظلم جای که کر دودرا نپوش لب مردم از خنده با
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
