Machine transcription
( ٢٥٩ )
یکی نامیه گفت در وقت جنگ که پیمان لرزید و بر آهنگ
قفا خورده در مان بکریانست بماند بدار کشتش ای خوبدست
چونچر کثرت بسته بودی من در یده سختی چو گل پیرهن
پر امید کوید سخن کیرنفت چو طنبور بی مغز بسیار لاف
تنی که اتن یانت سوس با بی توان کشتش در نفس
اگر راست مرد از هنر به دور سر خود بگوید نه صاحب صرع
اگر مشگ خالص تو داری بکوی وگر پست خود غماست بوی
بو کنده زون که زر معتریست چه حاجت که محتاج د بگوید دست
بگویند از وحرف گیران مزار که سعدی ما است و آمیزگار
روا با شد ار پوستیم دزند که طاقت ندارم که مغزم برند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
