Machine transcription
( ٢٥٢ )
شنیدم زمردان شیرین سخن که بو داندریس شهر پیری کهن
بمیباید و شاهان دور ان مر بسر آورد ه عمری بتاریخ عمر
درخت کهن بود تازه بهشت که شد ارکویی بر او از بهشت
عجب در رنجه آن آن غریب که هرگز بنو دپست برپهر آب
زشونی مردم خراشیدنش رخ دید ه پر پر تراشیدنش
بولی کهن عهد کوته امید سرشکی و چون پشت بودستی
یوی که کرد از نکوهیش کم نهادند حالی سرش در شکم
چو چنگ از خجالت سپر در بکوی نکونسار و دستش ففاریوی
یکی را که خاطر درو رفت بود چو چشمان بندش اشفته بود
زمهوش کیر داع بر داست که پروانه شمع چاکش شب
برامد خروشان از مراد است که تر دامنا رانوا و عهدپست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
