Machine transcription
(۱۹۸)
دریغ آمدم با چنین مایه گوهر کنم زا در جلف سر مایه
مخرف بدلداری آمد برش که دستار قاضی نهند بر سرش
بدست و زبان منع کردش که گو منه بر سرم پای بند غرور
که فردا شود بر کهن سید گران بدستار پنجه گزیم پسر کران
خرد باید اندر پس مرد مغز نباید مرا چون تو دستار نغز
چو مولام خوانند و صدر کبیر نمایند مردم بچشم حقیر
تفاوت کند هر که آب زلال که شش کوزه زرین بود یا سفال
پس از سر بزرگی بنزد خرد که در سر بزرگیست و بی مغز خرد
میفزار گردن بستاد و ریش که دستار بند است و سبلت جش
بصورت کسانی که مردم شوند چو صورت همان به که دم در کشند
بقدر بر نیست باید عمل بلندی و پستی مکن چون زحل
نی بوریارا بلندی نکوست که خاسیت نیشکر کی دروست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
