Machine transcription
( ١٣٤ )
من هند پسالوک صحرانورد برفتم بقاصد بیدار مرد
پسر داشتم زیرک و هوشمند تمکین و عزت نشاند وست
ز دستش ندیدم دروع و شکرد ولی عروق چوبی برادر
بلطف بخلق و کرم مرد بود ولی یک دانشمند شب پیری
همشب بنو کشتن از جمع زتسبیح و تهلیل ما را جمع
پسر که میان بسته در بار کرد همان لطف و پرسیدن آغاز کرد
یکی بد ز شیرین خوش طبع که با ما بمسافر در انجمع بود
مرا بوبسه گفت تصحیف که در ویش را تو شه از بوسه
بخدمت مبند دست که شرین مرانان و کفش پسرزن
با خیار مردان سبق ندانم زشب زنده داران دل مرده اند
همین دیدم از پاسبان سار دل مرده و چشم شب زنده ا
کرامت جوانمردی نامی است مقالات بیهوده طبلی است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
