Machine transcription
(۱۰۲)
زرحمت بکن ابش از دیده پاک
بشست پشها نشان از چکاپک
اگر سایه خود برفت از سرش
تو در سایه خویشتن دارش
من آنکه پسر تا بورد داشتم
که پیر در کنا ر پدر داشتم
اگر بر وجودم نشستی مگس
پریشان شدی خاطر چند کس
کنونکه بزندان بندم اسیر
نباشد کس از دوستانم نصیر
مرا باشد از درد طفلان خبر
که در طفلی از سر برفتم پدر
یکی پیر درویش حاک کیش
چنین گفت با پسر روشن اندیش
چو در صنعت ارت رویت سپر
مبند ای گلگونه بر روی دست
که حاصل کند نیک بختی بزور
بصره که چشمانت چشم کور
نیاید نکو کاری از بد رگاں
محال است دوزندگی از سگاں
همه فیلسوفان یونان و روم
ندانند گرہ کشتن از رقوم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
