Machine transcription
= ٧٤ =
چون صدای تفنگ بالا شد مرغکان با سکوت بر پا شد
دود بيسود آن ظلوم جهول چونکه پس شد، پدید گشت نزول
چه نزولی! زفوق يك شاخی جسد مرغكى صفا کاخی
آشیانی چو کاخ شاهی داشت زندگی داشت و فکر شاهی داشت
نوجوان بودو وقت دامادی شده نزديك و جمله در شادی
ناگهان این شکاری ظالم که بجور و ستم بود عالم
کرد ویران وجود مینا را ریخت مینای دل تمنا را
گفتم ای مرغکان سکوت کنید نشنیدید قول من دیدید
باز گویم نصیحت خود را گوش دارید چپ کنید نوا
چپ شوین مرغکان من چپ شین
- ٤ -
فخر ها و ستايش ياران بهر صیاد شد غرور عیان
باز پرکردو روی دست آورد آن تفنگ بلاو ماشه فشرد
تك همان بود : جسم مینائی : اوفتادن همان ! به ایمانی
این مگر مادر شفیقی بود که دو اولاد داشت و بس مسعود
شاخهای بلند کاخش بود چوچه میدادو نوع می افزود
ليك از آتش شكار سقيم از جهان رفت ؛ چوچه ماند یتیم
چوچه در آشیان به افغان شد فخرو مغروری زان به انسان شد
واه انسان ! ترا ظلوم جهول خوانده خلاق جسمها وعقول
چپ شوین مرغکان من چپ شین
- ٥ -
ظلم و عدوان تو بنوع خودت : بس نه بد ؛ تا بمرغکان بدعت :
ميكنى و ز فخر لاف زنی که منم در شكار لا ثانى
واه قاتل ! بقتل فخر كنی صد عجبتر که شرع بانه کنی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
