Machine transcription
- ( ٦٥ ) -
ژده ئون از ناب پرسید که :
- معلوم است که افندی خود را تو به این مغاره آورده ؟
ناب - نی من نیاورده ام .
پانقروف - مطلق که موسیو سميت تنها خودش درین مغاره آمده است .
ژده دئون - البته همچنین باید باشد اما باور کردن این یکقدری مشکل مینماید !
این مسئله حل شدنی نیست . مگر که موسیوسمیت بسخن گفتن مقتدر شود .
رفقا دستها و پاها و وجود مهندس خود شانرا مالیده مالیده دوران دم آنرا آسانی
دادند . مهندس بیچاره آهسته آهسته جان پیدا میکرد . اولادستهای خود را، بعد
از ان سر خود را حرکت داد. از دهنش بعضی سخنانی که دانسته نمیشد برآمدن گرفت.
ناب به افندی خود نزدیکشده متصل سخن میگفت . مهندس نمیشنید . چونکه زنده
گانی هنوز تماماً عودت نکرده بود .
پانقروف از موجود نبودن آتش بسیار متأسف بود . جیبهای مهندس را پالید
که بلکه یک کبریتی پیدا کند، ولی وا اسفا که بجزیک ساعت دیگر هیچ چیزی در جیبهای
او موجود نبود . بنا برین قرار دادند که مهندس را پشمینه ها ببرند .
مهندس آهسته آهسته بجان گرفتن رو نهاد . یکقدری آب در حلقش نیز چکانیدند.
بعد از کمی مهندس چشمهای خود را باز کرد . رفقا رايك مسروریت عظیمی استیلا
نمود . ناب فریاد برآورده گفت :
- هزار بار شکر! افندی من . آه افندی من !
مهندس رفقایی که در اطراف او بودند یگان یگان از نظر گذرانید . و بسوی هر
يك جدا جدايك تبسمى نمود. بازهمان سخنی را که قبل از ین گفته بود و دانسته نشده
بود بر زبان راند اما این بار دانسته شد که میگفت :
- آیا جزیره است ، یا قطعه ؟
بنا برین سوال پانقروف تحمل نکرده گفت :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
