Machine transcription
-( ٥١ )-
آب زاه زده پدیدار است که از اتو گها، مانند زاه چشمه سازها به نهر میريخت . ساحل
راست نهر سخت تر و خشك تر ديده ميشد که درا نطرف جنگل زیاده تر غلو و انبوه
بوده از انطرف هیچ چیزی دیده نمیشد .
این جنگلها نیز مانند کنار دریا از اثر پای و نقش قدم انسان سراسر خالی دیده
میشد . اما در راههائیکه بر ان میگذشتند بعضی نقشهای قدم حیوانات چار پا را
میدیدند که پانقروف نوع وجنس آنرا تعیین کرده نتوانست . اما بنا بر قول هاربر
این نقش قدم از پاهای بعضی جانورهای درنده گذاشته شده است . اما در بینقدر راههائیکه
رفت و آمد کرده اند در هیج جايك اثر از اثرهای انسان ندیدند . مثلا در هيج يكدر ختى
يك علامت تبر و تيشه ، و يا در يكجايي يك علامت آتش در دادن مشاهده نکردند که از
ينهم معلوم میشود که این سرزمینها هیچوقت با انسان مسکون نبوده ، وقدم انسانها
درینجاها نرسیده است . اینهم غنیمت است . زیرا در چنین قطعات جنوبيه بودن انسان
از چیزهایی نیست که آرزو شود . چونکه اگر انسان درینجا ها با شد بعوض آنکه به
همجنسهای خود معاونت و مدد بر سا نند ضرر وزیان میرسانند . زیرادر چنین جاها
اگر باشند هم مردمان وحشی و خونخوار خواهند بود .
پانقروف وهار بر با همديگر بسيار كم سخن ميگويند . زيرا در راه بکمال زحمت پیش
رفته میتوانند . با وجودیکه از یکساعت زیاده راه رفته اند بازهم بهيچ شکاری موفق
نشده اند . درین اثنا هار بر دريك جای آبگیر مانندی از نوع مرغان نول و پای درازی
دیده به پا نقروف نشانداد و هم خواست که بمرغان مذكور نزديك شود . پانقروف
پرسید که :
اینچه مرغست ؟
هاربر - اینرا ( جا قامار ) میگویند .
پانقروف - بسیار خوب اما آیا گوشتش خوردنیست، آیا کباب آن چسان خواهد
شد ؟ و از همه راست تر اینکه آیا بدام ما خواهد افتاد ؟
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
