Machine transcription
-( ٤٢٥ )-
صبح دمیده بود . دیدند که پنج جسد بیروح بر چمنزار مانند صاعقه زده گان یکی بر رو ، و یکی بر پشت ، و بعضی چارپلق ، و بعضی سر نگون افتاده اند .
آیرتون متحیر است .. مهاجران ساکت !
بنابر اشارت مهندس ناب و ژه ده نون بمعاینه پنج جسد بیجان سرد شده شیخ مانده آغاز نهادند دیدند که در هیچ جایی از وجود آنها اثر زخم و جراحتی پیدا نیست . اما پانقروف بعد از انکه بکمال دقت و باريك بيني نظر کرد دید که بعضی نقطه های سرخ سرخ بر سینه ، و پشت ، و پیشانی ، و بازو ، و بغل آنها دیده میشد اما هیچ شناخته نشد که این علامت چیست ؟ مهندس گفت :
- بر همین جائیکه علامات سرخی بر ان پیداست زده شده اند !
ژه ده نون -- آیا باچه گونه سلاح ؟
- بايك سلاحی که ماهنوز بصورت ساختن آن واقفیت و علم آوری نداریم .
- آیا که زده باشد ؟
- آیا بجز حامی پنهان ما که در جزیره است دگر که خواهد بود ؟ آیرتون را نیز بجز او که از مغاره آورده است؟ اینقدر لطفها که تاحال درباره ما اجرا نموده است بجز همان لطفگار مرحمت شعار کیست ؟
- چون چنینست او را باید بپالیم !
- بپاليم اما چنین کسی که اینقدر خارقه هانشان میدهد تا خود او نخواهد که او را پیدا کرده میتواند ؟
بعد از چند دقیقه باز به اوتاق آمده بحیرت باهمدیگر نشستند . آیرتون بواسطه مشروبات مفرحه ، ومأکولات مقويه اعاده صحت وعافیت نمود .
ناب و پانقروف لاشه های اشقیا را از آغل کشیده در جنگل بردند ، و گودال عمیقی کنده لاشه ها را در ان انداختند و سر آنرا باخاك پوشانیدند و بعد از ان با هم نشسته سرگذشتهائیکه در اثنای غیبوبت آیرتون بر رفقا آمده بود بیان کردند . از زخم مهلك
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
