Machine transcription
- ( ٤١٠ ) -
هلاك باید شمرد ! وا اسفا ! هزارا اسفا !
هاربر ، در اثنای نوبت آنقدر سخنان دلسوزانه جگر خراشانه رقت انگیزی در عالم
بیخودی و بیهوشی بطور هذیان گفتن گرفت که دل و جگر رفقارا پاره پاره نمود . هاربر
گاه با والده و همشیره خود راز دل میکند، گاه با اشقیا مجادله و محاربه میورزد ، گاه حامی
پنهانیرا فریاد میکند ، گاه از مهندس و پانقروف حق پولی میطلبد. یکچند بار چنان حالتی
بر نوجوان آمد که رفقا گمان کردند که تسلیم روح میکند.
شب شد . امشب آخرین شب هاربر است . رفقا ماتم نوجوان جوانمرگ را از حالا
گرفته اند چرا که فردا شب نوبت آخرین حتما و وداع آخرین هاربر است .
در اثنای شب هاربر بسیار هذیان گفت . جگر سیاهش زیاده تر آماسید ، در دماغش
اختلال کلی پیدا شد هیچکس را نمیشناخت .!
رفقا همه گی در اوتاق هاربر گرد آمده بودند. در دالان و دیگر اوتاقها هیچکسی
نمانده بود چرا که رفقا وداع آخرین خود را با هاربر جوانمرگ ایفا کردن میخواستند برای
آمدن نوبت سوم و هلاك شدن هاربر هجده ساعت دیگر باقی مانده است .
درین اثنا توپ بیکصورت بسیار عجیبی بولوله آغاز نهاد ، ولی از دروازه اوتاق هاربر
که به بسیار حسرت بر آستان افتاده ، و پوز خود را بر دو دستهای خود گذاشته و چشم
های خود را بسوی بستر خوابگاه هاربر پیکر ضع عجیبی دوخته بود حرکت نکرد، و تنها
سر خود را بطرف آسمان بالا کرده عوعوة ناله آمیزی اجرا نمود .
رفقا بسبب غم و المی که داشتند به این وضعیت و صدای سگ التفات نکردند.
صبح نزديك شد . نبض هاربر دقیقه بدقیقه اجرای حرکات شدیده مینمود.
بیتابی و اضطرابش بدرجه بود که خود را چند بار از سر تخت به پایان میخواست بیندازد
ولی ژه ده تون او را محکم میگرفت .
پانقروف از شدت غم و الم درین اثنا از اوتاق هاربر بیرون برآمد ، و در اوتاق خود
آمده خواست که بی قید و آزادناله وفغان برکشد. چرا که در پیش هاربر بضبط نفس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
