Machine transcription
-( ٤١١ )-
کردن مجبور بود . درین اثنا شعاع آفتاب جهانتاب از پنجره او تاق پانقروف داخلشده
او تاق را منور ساخته بود . پانقروف چشمش بنا گاه بر میز افتاده بی اختیار یکصدای
فرحت ومسرت بلندی بر آورد که ژه ده ئون ، و مهندس متحیرانه به او تاق پانقروف
دویده آمدند . پانقروف يك قوطی کوچکی که بر میز افتاده بود به اشارت برفقانشان داد.
این قطی در از شکل و خیلی خوشنمایك قطی بود . که بر سر آن اینکلمه خوانده میشد.
« کبریتت کنین »
باب یازدهم
فهرست
حال اقامت هاربر — پالیدن جزیره — حاضری سفر جزیره —
روز اول ودوم — اثر قدم — رسیدن به شبه جزیره مار.
ژه ده ئون قطی را برداشته دید که بوزن دو صد گندم کنین دران موجود است ژه
ده ئون نوك زبان خودرا بغبار سفید مذکور زده دید که کنین بسیار اعلاست . کنین را
باید بلا قوت شدن وقت به هار بربخورانند. ژه ده ئون گفت یکقدری قهوه بجوشانید.
نپ بعد از چند دقیقه قهوه را پخته بیاورد . ژه ده ئون پیمان قهوه بقدر هجده گندم
کنین انداخته و به هار بربنوشانید .
دوا بوقت بسیار مناسبی رسید . زیرا هنوز نوبت حما نرسیده بود و امید است که بواسطهٔ
این دافع حما دگر عودت ننماید .
اینرا هم بگوئیم که از قوهٔ خارق العادهٔ حامی پنهان که چند وقت هیچ اثری از ان
پیدا نبود باز در چنین وقت بسیار مهم و ناز کی مدد رسیدن مهاجرانرا باز غرقهٔ دریای
مسرت ، وغوطه خوار گرداب حیرت نمود .
هاربر بعد از چند ساعت از حالت مدهشی که در ان گرفتار بودسکونت پیدا کرد.
وبيك خواب استراحتی فرو رفت. رفقا فرصت یافته در باب واقعهٔ ناگه ظهور بمذاکره
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
