Machine transcription
- ( ٤٠٤ ) -
مگر مستری ژوپ نیاید ؟
حالا مسرت ، و شادمانی توپ را تماشا کنید ! انچه خیزها انچه خوشامدیها !
پانقروف بحیرت فریاد کشید که :
- ژوپ ! ژوپ !
ژه ده ئون - ناب فرستاده است !
مهندس - بهمه حال کاغذ آورده است .
پا نقروف بوزینه را ببالیدن گرفت . در گردن میمون يك خريطه كك كوچكى
آویزان بود ، در درون خریطه بدستخط ناب يك كاغذی موجود بود که اینچند کلمه
بر آن نوشته شده بود .
« جمعه . ساعت ٦ . صبح . »
« اشقیاء منظره وسیعه را استیلا کردند »
( ناب )
سه رفیق از خواندن اینکلمات بسیار متأثر شده بی آنکه چیزی بگویند بروی همدیگر
بحیرت نظر کردند و برخاسته بخانه درآمدند . چه باید کرد ؟ هر گاه اشقیا در تپه منظره
وسیعه باشند هر چیزیرا محو شده باید دانست . هاربر چون بطرف رفقا نظر کرد دانست که
کار خرابی گرفته است . علی الخصوص که ژوپ را هم در میان رفقا بدید بخوبی دانست که در
غرا نیثها وز فلاکتی ظهور نموده است . لہذا گفت :
- موسیوسیروس رفتن میخواهم . بزحمت راه تاب و توان در خود می بینم .
ژه ده ئون در نزديك نوجوان آمده و نبض و زحمش را معاینه کرده گفت :
- توکل بر خدا ! بسم الله برویم .
فکر کردند که هاربر را بچه ببرند. هر گاه زنبیل مانند يك چیزی بسازند و هاربر را
در آن انداخته بد و آدم بردارند البته بهتر و راحت تر خواهد بود اما چون باینصورت دو
آدم شان بیکار و بی سلاح میماند در اثنای هجوم اشقیاء مقابله و مدافعه کردن شان محال میشود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
