Machine transcription
- (٤٠٢) -
ژه ده ئون حیوانرا بشوق و حرکت می آورد سبب هیجان او را فهمیدن میخواست خودش نیز درختها را سپر گرفته و تفنگر احاضر کرده پیش میرفت. اما از حرکات سك بودن آدم در انجاها حس نمیشد چراکه اگر سگ آدم را حس میکرد البته که عوعوه ولوله زیادی می انداخت.
بقدر پنجه دقیقه گذشت. که درین اثناسگ یکی یکبار خود را در میان بوته زاری انداخته و یکپارچه قماش کلفتی بدهن خود گرفته بیرون برامد. پارچه قماش از يك لباس بریده و پاره شده بود.
ژه ده ئون قماش مذکور را گرفته به آغل آمد. و کیفیترا بمهندس بیان کرده قماش را با و نمود. مهندس قماش مذکور را شناخت که از قماشهای ساخته گی خودشان است که برای آیرتون ساخته بودند. مهندس گفت :
حالا هیچ شبهه نماند که اشقیا بناگهانی در آغل بر آیرتون هجوم نموده اند. آیرتون نیز با آنها مقابله و مقاومت نموده است. اما آخر الامر مغلوب گردیده بدست آنها اسیر افتاده و بهر شش نفر آنرا بسته کرده بزور با خود برده اند حتی یکپارچه از لباس او در بوته ها بند مانده است آیا بعد ازین دیگر شبهه برای خیانت نکردن آیرتون برایت باقی نماند پانقروف ؟
نی موسیو سیروس ! من از بسیار وقت از ان فکر خود فارغ و نادم گشتم! اما ازین حادثه یکچیزی دیگری استدلال میشود!
آیا چه ؟
اینکه آیرتون در آغل کشته نشده است بلکه تا بحال زنده است. اشقیا بلکه آیرتونرا شناخته اند که در اوستر الیارئیس اشقیا بنجوئیس است لہذا آنرا با خود بزور برده اند تا با خود رفیق سازند!
رفقا بر همین فکر قرار دادند. و به امید افتادند که اگر آیرتون زنده اسیر باشد البته يك چاره برای فرار خود خواهد یافت. و هم این اندیشه افکار مهاجران را سراسر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
