Machine transcription
- ( ٣٨٥ ) -
و چون هر طرف اینحوضه با سنگلاخهای بلند محاطست از انرو بصورت رهگذری یافتن کشتی محالست . پانقروف گفت :
- اشقیا باینطرف نیامده اند . مطلق که بطرف جنگل فاروست رفته اند .
هاربر - نیامدن شان خیلی خوب شده است . زیرا اگر می آمدند بهمه حال بوناد و انتون را با خود میبردند ما هم بجزیره تابور دگر بار رفته نمیتوانستیم .
ژده ئون - راستست ، رفتن ما بجزیره تابور یکبار دیگر خیلی ضرور و لازمست . زیرا در اوتاق آیرتون میباید که یک کاغذی نوشته بگذاریم که اگر کشتی دونکان بیاید بودن آیرتون و مارا در جزیره لینقولن بداند .
پانقروف - کشتی حاضر است مسیو سپیله ، هر وقتی که آرزو فرمائید برفتن حاضرم .
ژده ئون - هر وقتیکه سفر داخلی جزیره ما تمام شود ، و از جستجو و یافتن حامی پنهان خود فارغ شویم بسفر جزیره تابور آغاز میکنیم .
هاربر - من میگویم که حامی پنهان ما در حق جزیره تابور ولینقولن از ما زیاده تر واقف و آگاه خواهد بود . حتی از آمدن لارد نیز با خبر خواهد بود !
پانقروف - بخدا بسیار عجب کاریست ! این آدم ما را بشناسد ، و ما او را نشناسیم ! اگر قضا زده است ما هم قضا زده ایم چرا از ما پنهان شدن مجبور است ؟ آیا بجزیره لینقولن به آرزوی مخصوص خود آمده است ؟ آیا هر وقتیکه دلش بخواهد میرود و باز می آید ؟ آیا حالا در جزیره است ؟ یا رفته خواهد بود ؟
سه رفیق بهمینصورت سخن زده زده در بوناد و انتون نشسته بودند . پانقروف بادبان كوچك كشتی را که باریسمان خودش بسته بود معاینه کرده فریاد بر آورده گفت :
- اینستکه به اینمسئله باید انسان واله و حیران کردد ! بسیار عجب است !
ژده ئون - چیست پانقروف ؟
- اینستکه این گره را من نزده ام !
پانقروف اینرا گفته و گرهی را که کشتی را بساحل ربط نموده بود نشان داد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
