Machine transcription
- ( ٣٨٤ ) -
- بسیار خوب ! بروید بخدا سپردیم . هرگاه يك واقعه و حادثۀ ظهور نماید همانلحظه بتلگراف ما را خبر بدهید .
آیرتون از رفقا وداع کرده بسوی آغل روانه شد . بعد از دو ساعت باینمضمون که : ( هر چیزی بجای خود است . خیر خیر یتست ) . يك تلگرافی ازو رسید .
بعد از اجرا شدن اینکار پانقروف ، و ژه ده ئون و هاربر نیز برای رفتن حوضۀ بالون حاضر شدند زیرا پانقروف کشتیبان در خصوص دیدن بوناد و استور خیلی مراق و تلاش دارد . و میگوید که :
- اشقیا وقتیکه از آب برآمدند راست بسوی جبه زار تادورن رفتند . اگر تا بحوضه بالون رفته باشند مطلق که بوناد و استور را غصب کرده اند هرگاه برای فروختن درین وقت ببازار بیع وشرا برآید من به نیم روپیه هم آنرا نخواهم خرید چرا که بوجود خباثت آلود آنها ناپاك كرديد .
پانقروف و رفقایش طعام چاشت را خورده و بامهندس و ناب وداع کرده براه افتادند . هر سه رفیق بصورت بسیار مکمل مسلح میباشند . پانقروف در تفنگ خود دو گله انداخته است ، و از سر جنبانیش چنان معلوم میشود که هر که پیش رویش بیاید بیسوال وجواب اورا تلف کند .
ناب رفقا را تا به پل مرسی برده ، و بعد از گذشتن آنها پلرا برداشت . و در بین خود چنان قرار دادند که در اثنای بازگشت رفقا يك تفنگی انداخته ناب را خبر میدهد و ناب آمده پلرا می اندازد .
سه رفیق برسر سرك روانه شدند اگر چه از غرانیتها وز تا بحوضۀ بالون بقدر سه میل مسافه است اما رفقا اینمسافه را بدو ساعت تمام طی نمودند چرا آرام ، و هر طرف را دیده و پالیده حرکت میکردند. تا آنکه بحوضۀ بالون رسیدند . در راه بهیچ اثری از اشقیا برنخوردند . کشتی خود را نیز در میان آبهای راکد و آرام حوضۀ مذکور ایستاده یافتند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
