Machine transcription
- ( ۳۷۸ ) -
که ظهور یافته چیزهایی نیست که از دست انسان بعمل آید مگر که يك قوهٔ خارق العادهٔ
بسیار شدیده را مالك باشد . مثلا میباید که در زیر آب برفتن هم مقتدر باشد .
مهندس — در نزد من اين يك محققست که شخص پنهان انسانست، و اینرا هم تصدیق
میکنم . که مالك چنان قوتها ئیست که انسان ها هنوز بر کشف و استعمال آن قوتها مقتدر
نشده اند . همه اسرار در کشف این قوتها ست . هر گاه شخص پنهان را پیدا کردیم
اسرار پنهان آنرا نیز ظاهر خواهیم ساخت اما حالا مسئله درینجاست! که آیا مادر پی جستجوی
این شخصی که معاونتهای ظاهری و علنی بمار سانیده و خود را از ما پنهان داشته بیفتیم،
یا آنکه به آرزوی خود او متابعت کرده اور ا جستجو نکنیم ؟
پانقروف — هر که که باشد بحقیقت که این آدم پنهان خيلی عالیجناب يك آدميست!
موجب محبت و ستایش من گردید و السلام !
مهندس — خوب اما اینجواب سخن من نشد !
ناب — اگر بفکر من باشد پالیدن و جستجو کردن این آدم عبث و بیفائده است .
چرا که هر قدر بپالیم تا خود را خود بمانشان ندهد پیدا نخواهیم توانست !
پانقروف — درست گفتی ناب ! آفرین !
ژه ده ئون — منهم همچنین میگویم ! اما اگر بپالیم بد نخواهد بود . اگر هیچ نباشد
ایفای وظیفه کرده خواهیم بود .
مهندس به هار بردو گردانیده گفت :
— پسر من ! توجه رأی مید هی ؟
— من آرزو مند آنم که مخلوق مختفی را پیدا کرده اول از سبب رهایی دادن شما،
دوم از لطفهائیکه در بارهٔ ما ها اجرا کرده عرض شکران به او بکنم .
پانقروف — همچنینست اولادم ! اگر چه خود من از اهل مراق نیستم ولی برای
دیدن اینشخص آنقد ر مراق پیدا کرده ام که میگویم بیکبار دیدن او اگر يك چشمم
را فدا کنم ضرر ندارد . من گمان میبرم که اینشخص قد بلند ، و تنومند وریش سفید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
