Machine transcription
( ۳۷۱ ) -
پانقروف — ازین معلوم شد که توچشمهای خود را باز نکرده بودی و ندیدی که
کشتی چسان غرق گردید ! زیرا اگر چشمت باز میبود میدیدی که کشتی در اول امر
بريك موج ستون مانند روشنی بالا شد، و بعد از ان افتاده غرق گردید. هر گاه بسنگ
بر میخورد مانند دیگر کشتیهای اصیل با ناموس با هسته کی و اصول غرق میشد .
ناب — یعنی این کشتی از ارباب ناموس نبود ! از انرو بسنگ بر نخورده است .
مهندس — جان من اینقدر سخن نمیخواهد ! بعد از یکساعت هر چیزیکه بود
بمیدان میبراید .
پانقروف — بمیدان میبراید اما من از حالا سر خود را بشرط بمیدان مینهم که در
میان کوکاه بقدر سرمن يك سنگی پیدا نشود ! راست بگوئید موسیو سیروس آیا این
کار را نیز در میان کار های اسرار انگیز دیگری که تا بحال در جزیره بوقوع آمده است داخل
نخواهید کرد ؟
سیروس سمیت جواب نداده یکمدتی رفقا ساکت مانده به تمام کردن طعام خود
مشغول گشتند . بعد از ظهر به یکنیم ساعت مهاجران در زورقه نشسته در پیش کشتی
رفتندکه بدنه کشتی در ینوقت به بیرون برامدن آغاز نهاده بود . مها جران چنانچه
گمان کرده بودند که کشتی به يك بغل افتاده باشد چنین نبود بلکه از زیر کشتی يك ضربه
مدهشی خورده سراسر مقلوب و معکوس گردیده است ، و روی کشتی بزیر و زیرش
بالاشده است .
ازین معلوم شد که از زیر آب يك قوت بسیار عجیبه که حقیقتش فهمیده نمیشود
آمده کشتی را از یکرو بدیگر رو چپه نموده است رفقا در اطراف بدنه کشتی گردش نمودند.
دیدند که در زیر کشتی و بطرف بینی نزدیکتر بقدر هفت هشت قدم يك دو شکافته گی بسیار
مدهشی کشاده شده است که بندکردن و تعمیر دادن آن غیر قابل مینماید . تخته های
مس و چپراسهای آهنین که ستون زیرین کشتی را با تخته های دو بغل کشتی باهم ربط داده
چنان از همدیگر پریشان و پاره و پاره گردیده که اثری از انها معلوم نیست . تخته های
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
