Machine transcription
- ( ٣١٥ ) -
یابی ! وحدت و تنهائی برای دو چار شدگان عذاب وجدانی چقدر مدهش است !
البته جناب حق میخواست که او را زیاده تر جزا بدهد که رفته رفته از حال انسانیت
کشیده بوحشیقش گرفتار نموده تا سه چهار سال احوال خود را خبر دارد و بعد از ان از
هیچ حالات خویش خبر نیست .
افندیان من ! گمان میبرم که دیگر حاجت به این نباشد که بگویم آیرتون و یا بخوبیس که بود!
سیروس سمیت ، و دیگر رفقای او در آخر حکایه بپا خواستند ، همه شان از شنیدن
اینحکایه بسیار متأثر شده بودند . در پیشگاه نظر شان يك لوحه فلاکت و سفالت بسیار
حزن آوری تجسم کرده بود . مهندس گفت :
- آیرتون ! شما بحقیقت که يك شقی بسیار بزرگ بوده اید اما جناب حق مجازات شما
را کافی دیده فلاکت شما را نهایت بخشید که شما را در میان ما انداخت آیرتون شما را خدا
عفو فرموده است . حالا باز از شما میپرسم : آیا میخواهید که رفیق و دوست ما بشوید ؟
آیرتون پس خزیده روی خود را بدستهای خود پنهان کردانید. مهندس گفت که :
- اینست که دست محبت خود را بسوی شما دراز میکنم .
آیرتون دویده هر دو دست مهندس را گرفته ببوسید و سیلابه سرشك خودرا بران
دستها باریدن گرفت مهندس پرسید که :
- آیا با ما بیکجا بودنرا هنوز آرزو نخواهید کرد ؟
آیرتون گفت - موسیو سیروس ! یکچند روز دیگر هنوز مرا در آغل بگذارید .
- بسیار خوب ، باشید !
آیرتون وداع کرده میخواست که برود ، مهندس گفت :
- آیرتون از شما یکچیزی سوال میکنم .
- بفرمائید ، افندی من ! پرسید !
- اینرا میپرسم که شما چون اینقدر تنهائی و گوشه گیریرا آرزو داشتید پس چرا کاغذ
را نوشته در شیشه انداختید ، و امداد طلب کردید ؟
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
