Machine transcription
-( ٣١٤ )-
کراهی سوار شده برای پالیدن کپتان غران بساحل غربی زەلاند جدید برآمدند . قطعۀ زەلاند جدید را نیز بردایره درجه ٣٧ عرض از غرب بشرق قطع نمودند . از کپتان غران باز هیچ اثری نیافتند . چون بساحل شرقی رسیدند از طرف بومیان وحشی آنجا نزديك بود که اسیر شوند ولی از آثار عنایت ربانی بود که بقوت توپهای دونقان رهائی یافته به واپور رسیدند .
وقتیکه لارد به واپور بیامد آیرتونرا بحضور خود طلب نمود و در خصوص کپتان غران ازو معلومات بخواست . آیرتون همانقدر که خبر داشت براستی بگفت لارد از خیانتی که به کپتان غران و خود لارد کرده بود آیرتون را بجزای متروك كردن از دنیا ، و تجرید نمودن از عالم انسانیت محکوم نمود . لارد بر خط عرض مذکور باز رهسپار گردید . تا آنکه بجزیرۀ تابور که بر همان دایرۀ عرض واقع بود برسید . لارد آیرتونرا در همین جزیره به پاداش کارهایش میخواست که برساند . واپور را در پیش اینجزیره لنگر کرده آیرتون را کشید که در انجا متروك گرداند . از حسن اتفاق کپتان غران ورفقایش نیز در یجزیره بودند .
لارد کپتان غران و رفقای اورا در واپور برداشته آیرتون را در انجزیره ترك كرد . افندیان من ! آدم متروك در جزیرۀ تابور در اقامتگاهی که کپتان غران برای خود ساخته بود اقامت نموده روز بروز دو چار ندامت شده میرفت، تنهائی و وحدت هر لحظه او را بر قبایح اعمالش مطلع میگردانید ، ذات اقدس خلاق کائنات در هر طپش دلش او را از بدیهای کردارش با خبر میگردانید . او نیز توبه و ندامت میکرد . و با خود میگفت :
– آیرتون ! تو میباید که سعی کنی که خود را لایق جمعیت بشر بسازی تا اگر یکوقتی بیایند و ترا ببرند کسب لیاقت دیدن انسانها را کرده باشی والحاصل بیچاره آدم متروك بسیار عذابها کشید ، در بسیار کارها کوششها ورزید ، شبهای بسیاری را تا بصبح بدعا گذرانید . گریه ها کرد عباد تها نمود . ولی بازهم نظرش همیشه بسوی افق دریا معطوف بود که کی يك بادبان کشتی از افق معلوم گردد تا اورا از پنجال عذاب و فلاکت وارهاند امان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
