Machine transcription
- ( ٢٩٤ ) -
نمیگوید . اما با وجود آنهم باز يكدو باردهن خود را برای سخن گفتن باز کرده میخواست که چیزی بگوید ، ولی باز سر خود را فرو افکنده خاموش میماند .
بیچاره آدم خیلی ساکت و مکدر است ! در نیچند روز متماد یا در غیرا نیتها و زبونها جبران یکجا مینشیند ، بر يك سفره طعام میخورد ، یکنوع چیزها میبیند ، خوب میپوشد ، خوب میخورد ، خوب چیزها میشنود ، ژوب ، و توپ را که از نوع حیواناتست به الفت و انسیت با انسانها میبیند . البته که بواسطۀ اینچیزها طبیعتش آهسته آهسته او را بحال اصلیش رجعت میدهد .
بقول مهندس آدم متروك يك بيماریست که قابل مداوا تست ، و ازینسبب که مهندس خود را طبیب این بیماره مقرر نموده هر حال و حرکت او را در زیر نظر تدقيق وتحقيق میدارد، و هرگونه مداوات روحانی را بر و اجرا میکند، هیچ يکدقیقه از سعی و کوشش و انمی ایستد ، و بهر صورتیکه باشد او را شفاپذیر کردن میخواهد. بغیر از پانقروف که هیچ امید بر انسان شدن شخص مجهول ندارد دیگر رفقا به این وظیفۀ انسانیتپرورانۀ مهندس و اميد واعتماد او مشترك میباشند .
شخص مجهول از اول خیلی فرق و تبدیل نمود ، اما سکوت و شرمساریش روز بروز در تزاید است .
و بمهندس روزبروزيك ارتباط و اطاعت احترام کارانه حاصل میکند . سيروس سمیت خواست که بیچاره را از غرانينها وزفر و آورده برکنار دریا ببرد و جنگلرا به او نشان بدهد . تا تجربه کند که برحواس او چگونه تاثیری میبخشد ؟ ژ. ده ئون گفت :
آیا اگر او را باز و آزاد فر و آورده بجنگل ببریم فرار نخواهد کرد ؟
یا نقروف گفت – اینچه سخنت ! بخدا بمجر دیکه وحشی خانه خراب خود را آزاد بیاید دم خود را برپشت خود قرقره کرده بدوپایی بلکه بچهار پافرار میکند !
مهندس – گمان نمیکنم .
ژه ده ئون – يك تجربه بکنیم به بینیم که چه میشود ؟
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
