Machine transcription
- ( 201 ) -
پانقروف – آنبرادر هم که شکار را منع کرده اید ماهی گیری را خو منع نکرده اید .
صبر کنید که یکچند تا ماهی بگیرم .
سیروس – وقت هم نیست اسباب ماهیگیری هم نیست برویم .
پانقروف - صاحب من ، شمايك پنج دقیقه صبر کنید به بینید که من چه ماهیانی
برای شما بگیرم .
مگر با نقروف در کنار نهر يك آبگیری در میان دو خرسنگ بزرگی دیده بود که
بايك دهنه تنگی با نهر پیوسته بود ، و ماهیان بسیاری در ان گرد آمده بود . مجابکی تمام
يك سنگی را بدهنه مذکور انداخته راه گریز ماهیها را بند گردانید ، و دستهای خود را
در آبگیرمذکور فرو برده بدو سه بار بقدر ده پانزده ماهیان بزرگی را بیرون آورد .
ناب نیز مجابکی از خمچه های باريك درختان يك سبده ساخته ماهیها را در ان پینداخت .
ژدده ئون گفت :
— الحق که بهمین قدر صبر می ارزید . هم چقدر ماهیان خوب و اعلائیست .
پانقروف يك آهی کشیده گفت :
— جزیره ما هر چیزش خوب واعلاست ولی هزار افسوس که توتون ندارد .
مهاجران کنار نهر را گرفته به پیش رفتن آغاز نهادند . در راههائی که میگذرند هیچ
اثری از قدم انسان دیده نمیشود . تنها اثر پنجه های بعضی حیوانات درنده بزرگ
پنجه که برای آب خوردن بکنار نهر آمده دیده میشد پس چنان معلوم میگردد که دانه
ساچمه که از گوشت ران آهو بره در دهن پانقروف برامده از ینطرفها انداخته نشده است .
سیروس سمیت بسوی جریان نهر نظر کرده گفت که .
— حالا وقت مد بحر است ، پس هرگاه بدر یا نزديك میبودیم آب نهر بایندرجه
شدت وسرعت جریان نمیداشت . زیرا آب نهر البته با بحر متصل میشود و هر گاه بحر
در مد باشد آب نهر دمه پیدا کرده رو ببالا پس میزد ولی چون در جریان علامت دمه
و پس زدن دیده نمیشود معلومست که ساحل بحر هنوز بسیار دور خواهد بود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
