Machine transcription
( ۱۹۸ )
بدشواری رسید زیرا رفته رفته مجرای نهر بلندی و شلاله پیدا میکرد آب نیز کفتر شده
میرفت . سنگهانیز در مجرا بسیار میشد . باز جنگل غلو و پیوستگی پیدا کرد . در یکطرف
نهر میان درختان غلوی جنگل يك گله بوزینه های بزرگ بزرگی دیده شد . که
از وضع وهیئت دیدن آنها بسوی مهاجران چنان معلوم میشد که این اول بار است که
انسان را می بینند. زیرا هیچ آثار خوف واحتراز نشان نمیدادند. ونمیدانستند که انسانها
چگونه مخلوقیست . پا نقروف خواست تا یکچند از انها را هدف گلوله نماید ولی مهندس
مانع آمده گفت که :
بوزینه ها بهیچ کار نمی آیند نه گوشت شان خورده نیست ونه پوست شان کار آمدنی.
علی الخصوص که این بوزینه ها از جنس اورانغ او تانست که بزرگترین اجناس بوزینه
می باشند. و خیلی قتمند اند که هرگاه ضرری به آنها برسانیم همگی اتفاق کرده با
ضرر کلی میتوانند رسانید. نزديك شام بود كه پيش رفتن كشتی در میان نهر بمشکلات
افتاد سنگها، و ریگها در مجرای نهر بسیار شد . پانقروف گفت :
بعد از يك ربع ساعت به ایستادن مجبور خواهیم شد . وسبوسیبروس .
بسیار خوب. ما هم می ایستیم . شب را در انجا میگذرانیم یا نقروف .
هاربر – آیا از غرانیتها و ژ چقدر دور شده خواهیم بود ؟
گمان میبرم که بقدر هفت میل دور شده خواهیم بود .
بعد از کمی کشتی سر اسر از رفتار بماند . چرا که هم يك آبشار بلندی به پیش آمد
و هم زیر کشتی بریگهای درون نهر بندشد . لهذا كشتی را بيك كنار نهر بايك درختی
بیاسیمان محکم و مضبوط بسته کرده خود شان بیرون بر آمدند .
مهاجران وقتیکه از کشتی برآمدند آفتاب بغروب کردن نزدیکشده بود. در جایکه
برامدند در زیر درختان بسیار بزرگ و بلندی يك چمنزار بسیار لطیفی بود در انجا آتشی
افروخته گذرانیدن شب خود را در انجا قرار دادند. از درون جنگل بعضی صداهای
مدهشه جانوران درنده شنیده میشد . لهذا برای رم دادن. و نزديك نماندن جانوران
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
