Machine transcription
-( ١٤٨ )-
را بیشتر میکرد . آیا به پنجه کدام جانور مدهش افتاده ؟ مهاجران یکچند دقیقه بعد شصت قدم پایانتر توپ را یافتند.
جائیکه سگ را دران یافتند بسیار لطیف و واسع يك مغاره بود . نپ و هاربر مشعله های خود شانرا تکان داده درون مغاره را روشن کردند . سیروس سمیت ، وژه ده نون و پانقروف تیرها رابزه کرده آماده ایستادند .
این مغاره جسیمه سراسر خالی بود. مهاجران اطراف آنرا تماماً گردش کردند. هيچ چيزی ندیدند . اما سگ حالا برعوعوه خود دوام دارد . سخنها و نوازشهای مهندس هیچ فائده نمیکند . مهندس گفت :
— اینجايك مغاره بزرگ پیش از پنهم راه نیست هر طرف بادیوارهای سنگی غرانیت محاط . مطلقا برای آب يك مجرایی بایدباشد .
پانقروف — بلی .وسیوسیروس . دقت کنیم مبادا در کدام غار ماری نیفتیم .
مهاجران پیش پای خود شانرا دیده دیده به احتیاط تمام بسوی آخر مغاره که سگ درانجا عوعوه بسیار میکرد روانه شدند . در انجايك چاهی دیدند که درمیان سنگهای غرانیت کشاده شده بودکه آبهای تالاب از راههائیکه مهاجران بران گذر کرده آمده اندتا به این مغاره آمده و بعد از انکه این را مانند حوض انتباری پرکرده بود. از دهنه این چاه به بحر میریخته است . این چاه از چاههای معمولی کنده گی دست بشر هیچ فرقی نداشت . بدرون آن درامدن غیرقابل مینمود . مشعله هارابدهن غارگرفتند در درون آن چیزی ندیدند . مهندس يك پاره چوب در گرفته رابچاه انداخت . شعله چوب پاره مذکور دیوارهای درون چاه را روشن کرده تابه پایان رفته از جزی که کرد معلوم شدکه به آب بحر تماس نمود .
از زمان سقوط چوب شعله ور مهندس عمق چاه مذکوره را نود قدم تخمین نمود. سیروس سمیت گفت :
— این است که اینجا برای ما مسکن بسیار عالی میشود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
