Machine transcription
- ( 149 ) -
زده نون - اما مهندس افندی اینرا هم بدانید که اینجا مسکن دیگر جانور بود !
مهندس - چه کنیم، آن جانور ازین چاه فرار نموده انزواگاه خود را بما گذاشت!
پانکروف - درین وقت بجای توپ، سگ بودن خود را آرزو میکنم تا بدانم که سبب عوعوه او چیست .
سیروس سمیت بسوی سگ خود دیده آهسته تر گفت :
- بلی توپ در بسیار چیزها از ما کرده زیاده تر واقف میباشد .
حالا قسم اعظم آرزوی مهاجران گویا بسر رسید . هر چند بسبب کمکی روشنی مشعله ها جسامت و قابلیت آن بخوبی دانسته نمیشود ولی باز هم معلوم میگردد که با دیوار هائیکه دران بزند و بر او تاقها و دالانها تقسیم آنها ممکن است اگرچه درینوقت مغاره مرطوبست . ولی چون بعد ازین آب دران نمیآید در کم وقت رطوبت آن زایل میشود .
حالا دو نقطه مشکل میماند : یکی مسئله روشن کردن مغاره ، دوم آسان کردن در آمد و برآمد آن . از سقف مغاره سوراخ کشادن ممکن نیست . زیرا بر سر آن به ستبری صد متر سنگلاخ موجود است . اگر بشود باید که از جهت جبهه یعنی از طرف دیواری که بسوی بحر است پنجره باز شده ضیا گرفته شود . مهندس از وقتیکه از مدخل مغاره درآمده مسافۀ را که قطع نموده بذهن خود حساب کرده دانست که دیوار مغاره بطرف دریا بسیار کفت و ستبر نیست . هرگاه پنجره باز کردن ازینطرف ممکن شود دروازه وزینه خروج و دخول نیز آسان میشود . مهندس این فکر خود را برفقای خود بیان کرد .
پانقروف گفت :
- موسیو سیروس بکار آغاز کنیم . آلاتم با منست . من راه سوراخ کردن این دیوار را پیدا میکنم . آیا از کجا بزدن آغاز کنم .
مهندس چقور تر و فرو رفته ترین جاها را نشان داده گفت :
- ازینجا .
کشتیبان تنومند بکوشش جانسپارانه بکار آغاز نهاد بقدر نیمساعت کوشش نمود سنگ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
