Machine transcription
-(١٤٦)-
خوب موسیو سیروس برای چه ایستاده اید؟ نمی بینید که سگ درون درآمد؟
سقف هم بلند درون مجرا هم مانند دهنه اش تنگ نمی نماید .
مهندس - بلی میدانیم . اما درون غار بسیار تاریکست . ناب رفته يك چند دنه
لخ و چوب خشك بیارد که آنرا افروخته در آئیم .
ناب و هاربر هماندم یکنار تالاب دویده چند دسته چوبهای خشك شاخله دار ارچه
کنده بیاوردند . آنها را مانند مشعله افروخته در حالتیکه توپ و مهندس به پیش
بودند بمجرا درآمدند .
مجرا برخلاف ملاحظه مهاجران رفته رفته وسعت پیدا میکرد بعد از کمی بی آنکه
خودشانرا خم بکنند قد راست راه میرفتند . در درون مغاره از زمانهای نامحدودیکه
این آب جاری بوده بسیار سبزه های آبی که آنرا ( بوصون ) میگویند پیدا شده بود
که راه رفتن مهاجران را دشوار مینمود . بناءً علیه مهاجران به بسیار احتیاط رو به
نشیبی پیش میرفتند . بوصونها ئیکه از سطح فوقانی مجرا رو بپایان آویخته شده
بود هنوز قطرات آبها ازان در چکیدن بود . جاهائیکه بران میگذشتند مهندس آنرا
بکمال دقت معاینه میکرد . مهندس از بسی علامات دانست که این مجرا از جریان آب
حاصل نشده بلکه از شدت آتش مرکز زمین یعنی از تاثیرات کوه آتشفشان بوجود
آمده بعد از انطفای مدید آن آب تالاب دران جاری شده رفته است .
در مجرا هرا ن قدر که پایان شده میرفتند مهاجرانرا يك ترسی پیدا شده میرفت.
و اگرچه بایکدیگر چیزی نمیگفتند ولی بدل هر يك حادثه دوغوانق آمده در هر قدم
قوه مخیله شان پنهان بودن يك جانور مدهشه دریائی را در نظرشان تجسم میداد.
معمافيه توپ در پیش پیش مهاجران میرود . اگر يك تهلکه به بیند چابك خبر
میدهد . بعد از آنکه بقدر صد قدم پیش رفتند مهندس توقف نمود . رفقایش نیز
بدورش جمع آمد . این جائیکه ایستاده بودند تایکدرجه خوب يك مغاره بزرگی بود
که از سقفش هنوز قطرات آب در چکیدن بود. هوای این مغاره اگرچه یکقدری آرام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
