Machine transcription
— ( ١٤٥ ) —
— اما موسیو سمیت ! اگر با این مایع زرد رنگی که ساختید اگر بخواهیم که جزیره
را بر هوا کنیم میتوانیم نی ؟
مهندس — بيشك ميتوانیم ، کار بمقدار اجزاء و قوفست . کرۀ ارض نیز پرانده میشود .
پانکروف — آیا این اجزا را در تفنک استعمال کرده نمیتوانیم ؟
مهندس — خیر پانقروف ، شدت نیترو غلیسرین خیلی زیاد است. اسلحه را پاره
پاره میکند. اما چون در دست ما حامض آزوت ، شوره ، کوگرد ، زغال موجود است
باروت را نیز به آسانی ساخته میتوانیم . ولی چه سود که تفنک بدست نداریم .
پانکروف — بگذارید بابا! یکقدری که سعی و کوشش کردیم آنرا نیز میسازیم والسلام .
چنان دیده میشود که پانقروف از کتاب لغت جزیرۀ لینقولن کلمه ( غیر ممکن ) را
بیرون بر آورده است .
مهاجران چون بر میدان تپه منظره وسیعه واصل شدند یکسر بطرف مجرای قدیم
تالاب که بیرون برآمدن آنرا تخمین میکردند دویدند. بواقعی که از کنار سنگلاخ به کنار
تالاب دهنۀ مجرای قدیم آن بمیدان برآمده بود . بسببیکه آبها فرونشسته بود از کنار
سنگلاخ تا به پیش دهنۀ مجرا فرو آمدن آسان کردید . دهنۀ مجرا اگرچه بدرازی
یعنی به بلندی بقدر بیستقدم می آمد ولی بر آن از دو قدم بیشتر نبود . از سقف بر
درآمدن مهاجران ممکن نبود . لهذا پانقروف و ناب کلنك و چکش و قلمهای سنگ
کنی خود را گرفته در ظرف یکساعت بقدریكه يك انسان درآمده بتواند دهنۀ مجرا را
باز نمودند .
مهندس در دهن غار نزدیکشد . دیدکه در درون مجرايك سرنشینئی که بران فرو
آمده شود موجود است . اگر چنانچه حالا دیده میشود بلندی آن پستی نکند تا بسطح
بحر ازین مجرا رفتن ممکنست و غیر ازین در پایانترها بلکه مانند مغازه يك محل واسعی
پیدا شود که قابل نشیمن باشد .
پانکروف گفت :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
