Machine transcription
- ( 144 ) -
نمود که سنگهای ضخیمه هارا بلرزه درآورد ومهاجران رابی اختیار برزمین غلطانید .
مهاجران برپاخواستند . برای دیدن نتیجه سعی وغیرت چند روزه خودشان
بسوی تالاب دویدند . از دهن همه شان بیکباره گی يك ندای حیرت ومسرت برامد!
سنگلاخ غرانیقی که حایل آبهای تالاب بود بصورت بسیار واسعی از هم گشاده شده،
و آبها ازان مجرا بيك شدت فوق العاده يك جریانی تشکیل داده ، و بعد از انکه از
روی سنگها كف کرده تا يكثا ديوارسة گلاخ روانی میکرد از انجااز (250) قدم ارتفاع
بپایان میریزد ، و از انجا بقد ر دوصد قدم يك نهری تشکیل داده بدریامی آمیزد!
- باب هجدهم -
پانقروف ازهیچ چیزی شبهه نمیکند - مجرای اول تالاب -
تحت الارض گشت وگذار - درمیان غرانیتیهايك راه -
توپ گم شد - مغارة میانه - چاه - اسرار -
عودت -
سيروس سميت به تشبث خود موفق شده است، اما مهندس بنابر عادتی که دارد
اصلاعلامت ممنونیت نشان نداده و چشمهایش بشلاله معطوف مانده بی آنکه چیزی
بگوید ایستاده بود . هاربر نوجوان كفها بهم زده آثار شادمانی مینمود . ناب از خوشی
برمیجهید . پانقروف بيك شيوة مخصوص خودش میگفت :
- اوه ! برای خدابی بگوئیم . حقیقتاًمهندس مابسيار پر فنون يك آدمیست !
بواقیکه نیتروگلیسرین از مطلوب زیاده تر خدمت کرده است . مجرای نوی که
برای تالاب باز شده آنقد رواسع وفراخ بود که نسبت بمجرای قدیم ازینراه سه برابر
آن آب بدرمیرفت . بنابرین بعد از کمی بهمه حال آبهای تالاب فرومی نشیند .
مهاجران بضیمنه ها برگشته بیل و کلنگ و چکش و ریسمان لحمی خود شانرابر
داشته باز بکنار تالاب آمدند . در راه پا نقروف بمهندس گفت :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
