Machine transcription
- ( ۱۰۳ ) -
این اصول تقسیم پانقروف هرکس را بخنده آورد . لکن خنده کردن خود
پا نقروف محال بود . زیرا بسببی که شکار مکملی که طعام شام را بشکم سیری تشکیل بدهد
موجود نبود اما طالع باز به امداد پانقروف رسید . چونکه توپ درین اثنا بکمال دقت
هر طرف را میپالید . اما از وضعش چنان معلوم میشد که دریندفعه سگ وفا کار برای نفس
خود شکار خواهد کرد. ناب ان وضع گرسنگی توپ را دانسته هیچگاه اورا از زیر نظر
دور نمیداشت . بعد ازيك كمى سگ بتاخت شده خود را ميان يك بوته زاری پرتاب
نمود . هماندم بعضی صداهای چقچغ يك حیوانی برامد . ناب دانست که سگ
شکاري بدست آورده است . او نیز بهمان طرف خود را پرتاب نمود . دید که توپ بر
يك آشیان خرگوش هجوم نموده ۵ سه چار چوچه های میانه سالی دارد . توپ بر دو
سه چار چوچۀ مذکوره حمله آورده بضر با دندان آنها را زخمی کرده بود و یکی از انها را خودش
گرفته بکمال اشتها تناول مینمود . ناب سه چوچۀ خرگوش كه هريك از مرغ - وكالون
بزرگتر بود بدست خود گرفته در نزد رفقا آمد . هاربر چون حيوانات مذکور را
بدید گفت :
- اینها از جنس حیوانات قاضعه میباشد که خالهای سبز بر انهاست و از خرگوش
بزرگتر و سر لسر بیدم میباشد . و ....
پانقروف باز سخنش را بریده گفت :
- از گوشتش سخن بگوئید که چسانست ؟
هاربر -- گوشتش از گوشت خرگوش بهتر است .
پا نقروف -- مطلوب همین است . جنس و نوع آنرا بعد از جویدن استخوانهای
شان می اندیشیم .
قضا زده گان باز براهیکه داشتند دوام نمودند . نهر قریق روز درینوقت از زیر
درختان بسیار جسیم ( ساقز ) که آنرا « مصطکی » میگویند. و درختهای [ با نقیاسی ]
در گذر بود. دیگر بعضی درختانی هم بود که طبیعت شناس نوجوان ما آنرا نمیشناخت.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
